تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامه هاى حكومتى فيروز ميرزا فرمانفرما ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
روحنا فداه قسم است كه اين غلام در ماموريت فارس با ده بيست نفر آبدار و قهوه‌چى جميع گرمسيرات را به‌هم مىزد و مىآمد هيچ‌وقت هم زياده از دو فوج نبود كمال حيرت را دارد كه حالت اين مملكت چرا بايد اين قسم‌ها بشود و اين ساخلوها و سوارها روزبه‌روز در تزايد خواهد بود و منحصر به يك سال و دو سال نخواهد بود . در باب تنخواه هزار تومان كه ميرزا قهرمان مىبايست بفرستد ديروز آوردند و سر به مهر خودش بود و انپريال لازم بود كه عرضه دارم . عريضه ممهور او را به حضور مبارك فرستادم به هرچه مقرر فرمايند اطاعت شود آذربايجان هم امن‌وامان همه مشغول خدمات خود و اين غلام منتظر جواب عريضه اهل مجلس مىباشد كه به هرچه مقرر فرمايند اطاعت شود على قلى خان سرهنگ سمنان وارد شد ملزومات او حاضر بار شده مىبرند خود او را به چاپارى فرستاد كه ميان فوج قهرمانيه برود دلدارى بدهد و آنچه لازم بود به او تأكيد و سفارش كردم خود او صاحب‌منصب خوبى است نكات كار را مىفهمد قرار دادم كه يك منزل هم همراهشان باشد دلشان را قوت بدهد انشاء الله هيچ عيب نخواهد كرد . امر الاقدس الاعلى مطاع مهر : عبده فيروز 1252

[ 46 نامه نصرت الدوله به شاه درباره ساماندهى مجدد فوج قهرمانيه جهت اعزام به مشهد و لزوم رسيدگى به وضعيت افواج آذربايجان - سوم جمادى الاولى 1288 ]

قربان خاك پاى مباركت شوم به زيارت دستخطهاى مبارك سرفراز و مفتخر شدم . در باب فوج قهرمانيه فوجى را كه مقدر الهى اين قسم پراكنده نمود و در ميان خودمانىها هم اعانت در اهانت بود به فضل الهى بدون اينكه يك احدى بفهمد و صدايى و هاىوهويى و بدنامى باشد از بخت بلند شاهنشاه روحنا فداه چنان جمع كرده و چنان دلگرم نموده با كمال بيم و اميد نفس آنها قطع شده از مشا هم حركت داده به فيروزكوه روانه كردم كه بروند و هفت صد نفر را هفت صد و سى نفر باور فرماييد كه انعام مرحمتى را داده بودند و صورت مختصرى فرستاده بودند بيست نفر فرارى كه چهار نفر چند روز قبل آوردند فرستاده شد شانزده نفر فردا از قزوين وارد مىكنند كه در ميدان توپخانه بعد از راه انداختن غوغايى در تنبيهات آنها با زنجير روانه اردو خواهم كرد البته از