تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
و هرشناختى كه از قسم دوّم باشد البته باقامهء برهان نيازمند است كه از طريق معلومات اوّليه اقامه بشود ، و منطق ارسطو معتقد است كه تجربه ، يكى از مصادر رئيسهء شناخت است و قضاياى تجربى ، در رديف گروههاى اوّل قرار گرفته و از شناخت‌هاى اوّليّه است و اين شاهد آنست كه منطق ارسطو معتقد است كه اين قانون عقلى كه آن را اساس و پايهء دليل استقرائى و تجربه ميداند يك شناخت عقلى اولى است زيرا چنانچه شناخت ثانوى ميبود و از مقدّمات قبلى بدست آمده بود هرآينه تجربه مصدر رئيسى شناخت شمرده نميشد و قضيه‌اى كه از تجربه بدست آمده بود در رديف گروه قضاياى اوّلى قرار نميگرفت . بنابراين ، منطق ارسطو چون قضيّهء تجربيّه را از قضاياى اوّليه ميداند و چون معتقد است كه اين مبداء و قانون عقلى يعنى : تكرارناپذيرى تصادف نسبى بايستى در هرتجربه و آزمايشى دخالت كند بايد معتقد باشد كه اين قاعده نمودار شناخت عقلى اولى است و از همين جهت ، نيازى باقامهء دليل و استدلال ندارد مانند همهء شناختهاى اوّليهء عقلى ، پس همانطور كه در اعتقاد باينكه ( تناقض امكان ندارد ) نيازى بدليل نيست هم‌چنين در قانون تكرار نشدن تصادف نسبى نيازى باستدلال نيست زيرا شناختهاى اوّليه ، خود ، آغاز شناختهاى عقلى قبلى است و نميشود با مقدّمات سابقهء ديگرى بر آنها استدلال نمود . حال كه از قانون ارسطو در منطق كه ميگويد تصادف نسبى تكرار نميشود صورت محدود و مشخص بدست آمد و دانستيم كه ارسطو قانون مزبور را در رديف استحالهء تناقض ، از جملهء قضاياى عقليّه اوليّه ميشمارد ، ممكن است با يك تصوّر دقيقى در قانون مزبور جزم حاصل كنيم كه منطق ارسطو در اينعقيده‌اى كه دارد بخطا رفته است زيرا اين قانونى را كه منطق ارسطو آن را بعنوان يك قانون اوّلى عرضه مىكند ، آيا تصادف نسبى را فقط در سطح وقوع خارجى نفى مىكند ؟ يعنى ميگويد : ( تصادف نسبى در خارج واقع نميشود ) و يا اينكه امكان آن را نفى كرده و ميگويد : ( اصولا تكرار تصادف نسبى از نظر عقل محال است ) .
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 45 | السيد محمد باقر الصدر / سيد احمد فهرى زنجانى