قضيه از قضاياى شرطيه محتمليكه محتواى آن علم بود ثابت كرد كه او بيمار است .
مثلا قضيّهء شرطيّهء محتمل اولى را ميگيريم كه ميگويد : ( اگر فلانى بيمار نباشد برادرش را در روز اول ديدار خواهد نمود ) اين قضيّهء شرطيّه ، قضيّهء محتملى است و درجهء احتمالش 10 / 1 است زيرا در اينعلم اجمالى شرطى يكى از ده قضيّهء شرطى ، محتمل است و ما ميدانيم كه جزاء اين قضيّه ، صادق نيست زيرا ما را مسلّم است كه فلانى از برادرش در نه روز اوّل ديدارى به عمل نياورده است پس اگر فلان سالم ميبود اين قضيّهء شرطيّه ، كاذب ميشد زيرا شرط قضيه ، ثابت بود و جزايش غير ثابت و معناى كذب قضيّهء شرطيّه همين است و اما اگر فلانى بيمار بوده امكان دارد كه قضيهء شرطيّه ، صادق باشد با اينكه جزايش ثابت نيست زيرا قضيّهء شرطيّه ، كاذب نميشود مگر هنگاميكه شرطش ثابت باشد و جزايش غير ثابت .
و بر اين اساس ، شرطيّهء محتملهء اوّلى - بدرجهء احتمالى خودش - براى اينكه كاذب نباشد - ثابت مىكند كه شرطش ثابت نيست ( يعنى فلانى بيمار است ) و همين بيان را در قضيّهء شرطيّهء محتمل دوّم ميگوئيم و همچنين تا قضيّه نهم و معناى اين آنست كه نه قضيّهء شرطيّه محتمله ثابت كرد كه فلانى بيمار است پس درجهء احتمال بيمار بودنش براساس علم اجمالى شرطى 10 / 9 مىشود .
به اين ترتيب ميتوانيم اين حقيقت را به صورت زير بيان كنيم :
هرعلم اجمالى شرطى كه مجموعهاى از قضاياى شرطى محتمل را دربرداشته و آن قضايا همگى در يك شرط محتمل شريك باشند و در جزاهايشان مختلف ، آن علم اجمالى اين شرط مشترك را بدرجهء احتمالى نفى مىكند كه مساوى است با درجهء مجموع احتمالات قضاياى محتمليكه ميدانيم جزايشان ثابت نيست از مجموع قضاياى شرطيهء محتمليكه علم اجمالى متضمّن آنها است .
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٢٤٢