تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
گذاشته شده و اجراء نشده است زيرا فرزند حامد را امكان داشت بر محمّد و على تقسيم كنيم و تقسيمى شبيه به آن را نميشد در ماجد اجراء كنيم و در چنين حالتى لابّد بايد تقسيم بر عنوان فرزند حامد اجرا شود و اگر اجرا گرديد علم اجمالى داراى سه عضو شده و مشگلى كه از اخلال بفقرهء دوّم سر زده بود بر طرف خواهد گشت و اين راهرا كه در تشخيص اعضاء مجموعهء اطراف گفته شد در ابتداء به آن راه قانع بودم ولى در جريان رشتهء بحث در نظريّهء احتمال پاره‌اى از حقايق برايم كشف شد كه بناچار از اين راه دست كشيدم و جهت اين انصراف را به هنگاميكه بحث ما به آن حقايق برسد موكول مينمايم . راه دوّم براساس اصلى كه ذيلا گفته مىشود استوار است و اين اصل را بايد يكى از بديهيّات احتمال قرار داد : هرگاه تقسيم يكى از اطراف علم اجمالى باقسامى امكان داشته باشد و شبيه آن تقسيم در اطراف ديگر ممكن نباشد اين اقسام ، يا اقسام اصلى است يا فرعى ، اگر اقسام اصلى باشد بايد هرقسمى از اقسام آن طرف عضوى در مجموعهء اطراف علم اجمالى قرار گيرد و اگر اقسام فرعى باشد هرقسمى از اقسام عضوى در مجموعه نبوده بلكه بايد آن طرف يك عضو محسوب شود . براى توضيح اين بديهه بايد معناى اصلى و فرعى بودن در اقسام را بيان كنيم : ما در عرضهء مشگلات سابق با دو تقسيم مواجه شديم : يكى تقسيم آمدن محمّد كه يكى از اطراف علم اجمالى بود بر اقسام زير : 1 - آمدنش با لباس ( أ ) 2 - آمدنش با لباس ( ب ) 3 - آمدنش با لباس ( ج ) 4 - آمدنش با لباس ( د ) و تقسيم ديگر عبارت بود از تقسيم فرزند حامد بمحمد و على
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 206 | السيد محمد باقر الصدر / سيد احمد فهرى زنجانى