تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
يك از آن دو ، موجب آن است كه دانشجو ، در منطق ، شاگرد اوّل شود و آن دو را با ( ا ) و ( ب ) نشان ميدهيم و دو سبب ديگرى وجود دارد كه هريك از آنها نخواهد گذاشت دانشجو در مادّهء درسى مزبور ، اوّل شود و آن‌ها را با ( ج ) و ( د ) نشان ميدهيم « 1 » و عين همين جريان را نسبت باوّل شدن در رياضيات ميدانيم كه در آن نيز دو سبب براى اوّل شدن هست و دو سبب ، براى اوّل نشدن كه آن‌ها را نيز با علائم گذشته نشان ميدهيم البتّه باضافهء صداى بالا ( [ تصوير ] ) و فرض ميكنيم كه دو سبب اوّل شدن ، سبب‌هاى متنافى هستند همانطور كه دو سبب اوّل نشدن ، نيز با هم متنافى ميباشند ، براساس اين فرض ، ما دو علم اجمالى بدست ميآوريم . أوّل - علم اجمالى بيكى از حالات زير 1 - وجود ( ا ) 2 - وجود ( ب ) 3 - وجود ( ج ) 4 - وجود ( د ) دوّم : علم اجمالى بيكى از حالات زير 1 - وجود ( ا ) 2 - وجود ( بَ ) 3 - وجود ( جَ ) 4 - وجود ( دَ ) اوّل شدن دانشجو را در منطق ، دو مركز در مجموعهء اطراف علم اجمالى اوّلى هست كه عبارت است از ( ا ) و ( ب ) و اوّل شدنش را در رياضيّات ، در مجموعهء اطراف علم دوّم دو مركز هست كه عبارت است از ( ا ) و ( بَ ) پس درجهء هريك از احتمال اوّل شدن در منطق ، و احتمال اوّل شدن در رياضيات 4 / 2 - 2 / 1
هامش
( 1 ) اگر در خلال استقراء ملاحظه كرديم كه حالات اول شدن در منطق 2 / 1 از مجموع حالات است نتيجه ميگيريم كه اسباب اول شدن و اسباب اول نشدن با هم مساوى هستند .