الطّرفين ) كه آيا ديروز باران آمده يا نه ؟ معنايش اين است كه انديشهاى كه ما از آمدن باران داريم و انديشهاى كه از نيامدن آن داريم هيچكدام زنده نيست و در نتيجه ، اعتقادى در ما نيست نه نفيا و نه اثباتا پس احتمال متساوى مرجعش اين است كه هردو انديشه ، حيات و نيرو را فاقد هستند و در نتيجه ، ما نفيا و اثباتا اعتقادى نداريم .
اگر هيوم بتواند احتمال متساوى را اينچنين توجيه كند گمان را ( يعنى احتمالى كه از احتمال متساوى بيشتر است ) چگونه توجيه خواهد كرد ؟ مثلا ما گاهى احتمال بيشترى داريم كه ديروز باران آمده باشد در اينجا هيوم نميتواند اين احتمال را براساس فقدان حيات و نيرو توجيه كند زيرا ميان احتمال آمدن باران و احتمال نيامدنش در صورتى كه گمان بآمدنش داريم فرق بسيارى است و هيوم نميتواند فرق ميان اين دو احتمال را تفسير كند مگر براساس اختلافشان در درجهء زنده بودن و نيرو داشتن كه احتمال آنست كه فكر تا اندازهاى از حيات برخوردار باشد و احتمال قوى ( ظنّ ) آنست كه درجهء حياتش بيشتر از درجهء حيات احتمال باشد و اعتقاد آنست كه درجهء حياتش از درجهء حيات ظنّ نيز بالاتر باشد .
بنابراين ما مىپرسيم : احتمال ، از كجا استمداد حيات مىكند ؟
هيوم معتقد است كه انديشه ، حيات خودش را بدون واسطه يا با واسطه از انعكاس ميگيرد بنابراين احتمال آمدن باران جنبهء حياتى خود را از كجا بدست آورده است ؟ ممكن است هيوم پاسخ بگويد باينكه ما وقتى احتمال ميدهيم كه ديروز باران آمده باشد اين احتمال را با قرائن معيّنى مربوط ميسازيم از قبيل ابرى بودن هوا و آمادگى آن براى باريدن در ديروز و چون طبق اطّلاعاتى كه از پيش داشتهايم بهنگام پيدايش اين قرائن در دفعات سابق 70 % باران آمده بوده است لذا به همين اندازه احتمال ميدهيم كه ديروز نيز باران آمده است و معناى اين آنست كه انديشهء آمدن باران در روز گذشته جنبهء حياتى خود را از ابرى بودن هوا و خصوصيّات
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٢٨