تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
و اين از آن‌رو است كه ميبايست ما در حالت دوّم ملاحظه كنيم كه همزمانى ميان اين دو موضوع تكرار مىشود تا اينكه ما بواسطهء عادتى كه در اثر تكرار بما دست ميدهد آماده شويم كه از رويداد يك پديده بر پديدهء ديگر استدلال كنيم و بنابراين همهء استدلالهائى كه از رهگذر تجربه انجام مىگيرد اثر عادت خواهد بود نه نتيجهء برهان عقلى « 1 » . و خلاصهء اين دليل آنست كه در زمينهء استدلال بعلّيّت فرقى را كه ميان يك مثال و مثالهاى متعدّد هست فقط بر اين اساس ميتوان توجيه كرد كه از تكرار مثالها يك عادت ذهنى بهم ميرسد كه يك مثال نميتواند آن عادت را ايجاد كند . ولى حقيقت مطلب اين است كه ميتوان فرق ميان اين دو حالت را بدون اينكه فرضيّات هيوم را دربارهء علّيّت و دليل استقرائى بپذيريم تفسير كنيم به اين بيان كه يك مثال در حال عادى نميتواند احتمال تصادف نسبى را نفى كند . پس اگر ما ملاحظه كرديم كه يك بار ( أ ) بدنبالش ( ب ) وجود يافت امكان آن هست كه اين همزمانى به حكم تصادف باشد و ( ب ) نتيجهء سبب ديگرى باشد كه ما آن را نديده‌ايم مثلا ( ت ) ولى هنگامىكه اين همزمانى ميان ( أ ) و ( ب ) تكرار شد احتمال اينكه در همهء اين مثالها تصادف تكرار شده است ضعيف مىشود پس عامل اصلى در دليل استقرائى همان تكرار در مثال است نه براساس نقش روانى كه اين تكرار در پيدايش عادت ذهنى دارد بلكه براساس نقش واقعى و موضوعى كه در كم كردن ارزش احتمال تصادف نسبى دارد بر طبق نظريهء احتمال كه انشاء اللّه تعالى شرحش خواهد آمد . 3 - فرض كنيم كه كسى ميخواهد اثر استعمال داروى مخصوصى را در مزاج مبتلايان به سردرد آزمايش كند ملاحظه مىكند كه استعمال آن دارو در اشخاص بسيارى با پديدهء معيّنى مقارن است از اين آزمايش چنين نتيجه مىگيرد كه اين دارو سبب آن پديده است و در نظر هيوم مرجع اين نتيجه‌گيرى به عادت ذهنى است . حال اگر فرض كنيم كه آزمايش‌كننده پس از آنكه اين دارو را در
هامش
( 1 ) فلسفهء هيوم تاليف دكتر محمد فتحى شنيطى ص 182
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 126 | السيد محمد باقر الصدر / سيد احمد فهرى زنجانى