تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
ميان حرارت و انبساط واقعيّت موضوعى هست ؟ ) قضيّه‌اى است مشكوك يعنى احتمالى زيرا عقل نميتواند استدلالى براى اين قضيّه بكند نه نفيا و نه اثباتا « 1 » . اينجا ميخواهيم بدانيم كه آيا ممكن است ما از ناحيهء آزمايش از براى اعتقاد به اين قضيّه مرجّحى قرار دهيم كه موجب تقويت احتمال صدق آن بشود ؟ پيدا است كه به نظر هيوم چنين كارى امكان‌پذير نيست زيرا هيوم نميتواند تصور كند كه براى اثبات چيزى استناد به آزمايش و آگاهى حسّى ممكن است مگر آنگاه كه آن چيز بدون هيچ واسطه‌اى در حسّ ما ظهور يابد و در انعكاس حسّى ما نمودار شود و چون در احساسى كه ما از حرارت و انبساط داريم صفت ضرورت و حتميّتى منعكس نيست و فقط متعاقب بودن دو پديده در احساس ما نمودار است نميتوانيم از راه تجربه و آگاهى حسّى براى علّيّت بعنوان يك واقعيّت موضوعى استدلال كنيم . ولى ما در قسم سوم اين كتاب انشاء اللّه شرح خواهيم داد كه چگونه ممكن است در پرتو نظريهء جديد اين كتاب احتمال علّيّت را بعنوان يك واقعيّت موضوعى تقويت داده و اين قضيّه را از رهگذر تجربه و آگاهى حسّى ثابت كنيم بدون آنكه در زمينهء استدلال به اين قضيه زايد بر تجربه چيز ديگرى اضافه كنيم كه هيوم آن را
هامش
( 1 ) من در اينجا از منطق وضعى كه بحسب طبع اين قضيه را حتى به صورت احتمالى قبول ندارد ميگذرم زيرا در منطق وضعى براى هرقضيه‌اى كه دلالت كردن بر چيزى كه از راه آگاهى حسى ما بدست آمده باشد امكان نداشته باشد معنا و مفهومى نيست و در نتيجه چنين قضيه از ناحيهء منطقى قضيه شمرده نميشود گرچه به صورت نحوى قضيه خوانده مىشود و بر اين پايه قضيه‌ايكه حاكى از ضرورت ميان انبساط و آهن است قضيه‌اى ميان تهى و بىمعنا خواهد بود . و ما در قسمت آخر اين كتاب در نقاط اصلى منطق وضعى بحث خواهيم كرد و بمناقشهء آن خواهيم پرداخت و موارد اشتباه را در موازينى كه منطق وضعى از براى قضيه از جهت منطقى مقرر داشته است متعرض خواهيم شد .
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 119 | السيد محمد باقر الصدر / سيد احمد فهرى زنجانى