تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧

3 - علاقهء علّيّت و آزمايش :

هيوم درعين‌حالى كه ميگويد علاقهء علّيّت را نميتوان يك استنتاج عقلى دانست معتقد است كه با تجربه نيز نميشود بر وجود آن استدلال نمود و آگاهيهاى حسّى از اثبات علاقهء علّيّت عاجزند زيرا همهء معلوماتى كه ما از عالم خارج داريم و از رهگذر آزمايش و آگاهى حسّى بدست ميآيد ناشى از انعكاساتى است كه ما از عالم خارج آنها را ميگيريم و چون انعكاساتى را كه از عالم خارج داريم بررسى ميكنيم از علّيّت به آن معنا كه ضرورت و حتميّت ميان دو رويداد را شامل باشد انعكاسى نمىيابيم زيرا ما هرچه به اطراف خود گردش كرده و اشياء خارجى را با دقّت تحت نظر ميگيريم و چيزهائى را كه اسباب ميناميم بررسى ميكنيم در هيچ حالتى از حالات ، چيزى را كه كاشف از رابطهء ضروريّه ميان سبب و مسبّب باشد نمىيابيم ، ما هرگز و هيچوقت صفتى را در حواس خود منعكس نمىبينيم كه آن صفت ، معلول را بعلّت‌اش آنچنان ربط بدهد كه اين معلول نتيجهء حتمى آن علّت باشد تمام ديد ما در عالم خارج اين مقدار است كه فعلا نتيجه بدنبال سبب ميآيد مثلا مىبينيم كه گوى بلياردى كه در حال حركت است وقتى بگوى ديگرى كه ساكن است برخورد مىكند گوى دوّم نيز به حركت درميآيد آنچه در حواس ما منعكس است همين‌قدر است كه گوى اوّلى در حركت است و گوى دوّم نيز پس از او در حركت آمد « 1 » . اين است كه هيوم نميتواند علاقهء علّيّت را بعنوان يك موضوع واقعى بپذيرد زيرا راهى را براى اثبات آن ندارد نه از نظر عقل و نه از راه تجربه و بنابراين هيوم علّيّت را براساس يك موضوع ذهنى و نفسانى تفسير و توجيه نموده است . پس بجاى اينكه ضرورت و حتميّت علاقه‌اى باشد كه ميان خوردن نان و سير شدن پابرجا باشد بتصوّر هيوم علاقه‌اى است در ذهن كه ميان انديشهء خوردن نان و انديشهء سيرى قائم و پابرجا است چنانچه به همين زودى بيان خواهيم كرد . هيوم كه ميگويد . از علّيّت به معناى ضرورت و حتميّت ما انعكاسى در خودمان
هامش
( 1 ) دافيد هيوم تأليف دكتر زكى نجيب محمود ص 85 - 86
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 117 | السيد محمد باقر الصدر / سيد احمد فهرى زنجانى