تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
دنبالهء راهى را كه داويد هيوم رفته است دربارهء تفسير سيكولوژى براى دليل استقرائى ادامه بدهد البتّه پس از آنكه تغيير اساسى و مهمّى را در اين نظريّه داويد هيوم ايجاد كرده و آن را از سطح فلسفه بسطح علمى انتقال داد داويد هيوم اشكال دليل استقراء را كه در مقام حلّش برآمده چنين توضيح ميدهد : همهء استدلالاتى كه مخصوص امور واقعى است برابطهء علّت و معلول پايه‌گذارى شده است و اين علاقهء علّيّت تنها علاقه‌اى است كه ميتواند از محيط حواس گذشته و ما را از موجودات و چيزهائى كه آنها را نمىبينيم و احساس نميكنيم باخبر سازد ، هنگاميكه از كسى مىپرسى كه سبب اعتقادش را بيكى از امورى كه از او غايب است بيان كند فورا علّت اعتقاد خود را از رهگذر علمى كه بواقعهء ديگر دارد بيان مىكند وقعه‌اى كه ميان آن و امر غايب رابطهء علّت و معلول برقرار است مثلا ميگويد : بعقيدهء من فلانى بيمار است زيرا ديدم طبيب به خانه او ميرفت و يا اينكه ديدم ديروز غذائى مىخورد كه خوردن آن اين‌چنين بيمارى ميآورد و اگر ديديم كسى به قصد خودكشى ميخواهد خويشتن را بدرون آتش بياندازد ما به خود حق ميدهيم كه خبر بدهيم او خواهد سوخت و خواهد مرد زيرا ميان افتادن بميان آتش و سوختن علاقهء علّت و معلول است و چون ما علّت را مشاهده ميكنيم طبيعى است كه معلول را خواهيم شناخت ولى باز دوباره ميپرسيم : ما اين علاقه ميان افتادن در آتش و سوختن را چگونه بدست آورده‌ايم ؟ جوابش اين است كه مبدأ اين شناسائى همان تجربه‌اى است كه ما در گذشته ملاحظه كرده‌ايم كه به آتش افتادن دائما با سوختن همزمان بوده است بار ديگر ميپرسيم : چگونه ميتوانيم بدست آوريم كه آنچه تاكنون مشاهده شده كه افتادن به آتش و سوختن همزمان بوده‌اند در آينده نيز به همان روشى كه در گذشته مشاهده شده است تكرار خواهد شد ؟ اينجا ما نيازمند قانونى هستيم كه بگويد : ( آينده نيز مانند گذشته است ) زيرا بدون اين قانون هيچ تجربه‌اى نميتواند رشتهء استدلالى براى آينده بدست ما بدهد حال بايد ديد ، اين قانون را از چه راهى ميتوان بدست آورد ؟