داويد هيوم اشكال را اينچنين پايهگذارى نموده و سپس چنين پاسخ ميدهد :
كه مجوّز اين قانون مجوّز منطقى نيست بلكه مجوّزى است پسيكولوژى ( روانى ) كه با تحليل دامنهدارى از علاقهء علّت و معلول كه اساس استدلالات مخصوص بامور واقعى را تشكيل ميدهد توان آن را كشف نمود .
و توضيح مطلب اينكه : هيوم ادراكات را به دو دسته تقسيم مىكند : انعكاسات و انديشهها ، و تميز ميان ايندو با مقدار نيرو و حياتى است كه صورت ذهنى از آنها برخوردار است .
هيوم ادراكاتى را كه داراى نيروى بيشتر و جنبهء حياتى فزونترى است انعكاس مينامد و همهء احساسات و عواطف و انفعالات ما را در اينقسم مندرج ميداند .
و اما افكار و انديشهها عبارتاند از صورتهاى ضعيف و كمرنگى كه پس از پنهان شدن موضوع از نظر ما از اين انعكاسات در ادراك ما بجاى ميماند ، مثلا ما وقتى در مقابل دريائى هستيم صورتى را كه از دريا درك ميكنيم بسيار نيرومند و زنده است و اين همان انعكاس است ولى وقتى از مقابل دريا بكنارى رفتيم و بتصوّر دريا پرداختيم آنچه كه از دريا درك ميكنيم صورت آن انعكاس قبلى است و اين صورت از آن پايه نيرو و روشنى كه در انعكاس بود برخوردار نيست ، انديشه يعنى اين صورت .
هيوم پس از آنكه انعكاس و انديشه را از يكديگر اينچنين تميز ميدهد ، ميگويد : انعكاسات هميشه پيش از انديشهها هستند يعنى هرانديشه خواه بسيط يا مركّب منشأش انعكاسات است .
ولى هيوم خود ، انعكاسات را به دو قسم تقسيم مىكند : يكى انعكاسات احساسى و ديگرى انعكاسات انديشهاى مثلا ما وقتى شيرى را مىبينيم از اين ديدن انعكاسى در ادراك ما هست كه از نيرو و حيوة برخوردار است و پس از آنكه شير از ديدهء ما نهان شد آن انعكاس نيز زايل مىشود ولى در ذهن ما صورتى از آن محفوظ است و اين صورت همان انديشه است يعنى انديشهاى كه ما از شير داريم و همين انديشه
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 97
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٩٧