و صورت ذهنى گاهى در نفس ترس و هيبتى نيز ايجاد مىكند كه به اين ترس و هيبت نيز انعكاس گفته مىشود زيرا تا حدود زيادى از زنده بودن و نيرو برخوردار است و اين انعكاس مولود احساس نيست بلكه متولّد از انديشه است پس اين انعكاس ، انعكاس فكرى است و آن انعكاس قبلى كه انديشه از آن متولّد شده بود انعكاس احساسى .
و آنچه از انعكاسات در ادراك ما ايجاد مىشود پس از آنكه موضوع از نظر ما پنهان مىشود صورت آن همچون انديشهاى جلوه مىكند و اين صورت گاهى تا ميزان زيادى آن انعكاس را به حالت زنده نگهدارى مىكند كه در اينحالت حدّ متوسطى است ميان انعكاس و انديشه و گاهى آن حالت زنده بودن را كاملا از دست ميدهد كه در اينحالت ، انديشهء خالص خواهد بود و آن نيروئى كه ما بوسيلهء آن انعكاسات را دوباره به شكل زنده بازميگردانيم نيروى حافظه است .
و امّا نيروئى كه بوسيلهء آن انعكاسات را به صورت خاطرهاى بىروح باز ميگردانيم نيروى خيال است پس اختلاف انديشههاى نيروى حافظه با انديشه هاى نيروى خيال در داشتن قدرت و جنبهء حياتى است ، چنانچه اختلاف ديگرى نيز با هم دارند و آن اينكه انديشهء حافظهاى نسخهاى است كاملا مطابق با انعكاس اوّلى و سوادى است مطابق با اصل ولى انديشهء خيالى اينچنين نيست بلكه بطور آزادى عكسبردارى مىكند البته نه به آن معنا كه انديشههاى تازه و بدون سابقهء انعكاس باشد . زيرا هرانديشهاى بايد نتيجهء انعكاس قبلى بوده باشد بلكه آزادى خيال در اينجهت است كه خيال در انديشههائى كه از انعكاسات پديد آمده تا حدود زيادى دخل و تصرف مىكند بدين معنى كه با وصل و پيوند انديشهها صورتها و اوضاع تازهاى آنچنانكه ميخواهد ايجاد مىكند .
و عادتا ميان انديشههائى كه از انعكاسات توليد مىشود و ( ما ميتوانيم آنها را افكار بسيطه بناميم ) علاقههائى است كه باعث مىشود ذهن آدمى به آسانى از انديشهاى بانديشهء ديگر منتقل مىشود و اين انتقال در نتيجه ارتباطى است كه
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 98
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٩٨