تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
باد بانش كه بادپيما شد * باد بيزن براى دريا شد
بادبانى كه آن سرافرازست * بال مرغى كه تيز پروازست
همچو بط سينه را نسق كرده * موج دريا به سينه شق كرده
موج دريا به بين و سكّانش * هست گويا امان سكّانش
آن جوارى كه منشيات آمد * منشى نظم بينات آمد
تا كه تو « 1 » بحر اخضرش خوانى * صانع خويش را ازو دانى
كه ترا چون ازو حيات دهد * در هلاكى چنان نجات دهد
بعد از حضور سفاين و زوارق ، عساكر منصوره عزم عبور نمودند و آن بحر بىپايانرا بمعاونت آن آلت خشبى به پيمودند و روز چهار شنبه سيزدهم ماه محرم سنهء خمس عشرة و تسعمايه حضرت خليفة الرحمان خان عالى مكان ، بكشتى راكب گشته و عز سرمدى و دولت ابدى را مصاحب شده ، در عين صحت و سلامت از آب جيحون عبور و مرور فرمودند و مجددا بلاد ايران زمين و خراسانات كه عبارت از ناحيهء غربى جيحونست بعزّ قدوم حضرت خليفهء زمان و امام ايّام صفايى تازه و بركتى بىاندازه يافت و جميع لشكرهاى خاقانى در مدت دو روز از معبر برده‌لق كوچ كردند و در منزل اول جناب امارت مآب قنبر بيك حاكم مرو باتفاق جناب ديوان مسعود خواجه كمال الدين محمود از مرو عازم استقبال رايات همايون گشته بعزّ التحاق باردويهء همايون مشرّف شدند و بشرف التثام قوايم سرير خلافت ، ادراك سعادت دارين نموده ، عرض خزاين و پيشكشها كه مصحوب ساخته بودند نمودند و خدمت ايشان كه در ايّام غيبت رايت همايون از خراسان بواجبى تقديم نموده بودند در بارگاه حشمت خانى مقبول و مرضى افتاد . چون عبور رايت منصور از بحر جيحون اتفاق افتاد حضرت خليفة الرحمانى عزم قطع باديه برده‌لق كه ميان جيحون و مروست فرمودند و چون آن باديهء خونخوار بسيار كم آبست و قاطع او از شدّت گرما و ريگ روان
هامش
( 1 ) - در اصل : بر .