ذكر مسرت خواطر در معاودت حضرت خان بخراسان
در عين چنين شدّت و زحمت غم اندوز و كمال حرارت جانسوز ، لشكر فيروز ، در مدت شش روز ، آن باديهء خونخوار و آن وادى بىزنهار را قطع كردند و روز دوشنبهء نوزدهم شهر محرم نزول رايات همايون در ارباض دار السلطنة مرو واقع شد ، در عين مسرّت و شادمانى و غايت فرح و كامرانى و الحمد للّه على احسانه قد رجع الاقبال الى مكانه و در كتابتى كه روز اول از ارباض رياض مرو بهرات مكتوب شد جهة اعلام وصول موكب همايون بمرو اين بيت درو مسطور شده بود :
مطلع
خان بگلستان دهر تازه چو سرو آمده * تاخته تخت قزاق باز بمرو آمده
طنطنهء كوس بشارت در ارجاء و انحاء ممالك خراسان افتاد و ولولهء نفير دار و گير غارت ، خانهء اميد و اعتماد دشمنانرا ويران ساخت . ورود موجبات شادكامى ، سبب مسرّت احباب شد و نزول واجبات بى سرانجامى ، علت معرّت اعدا گشت . از هر طرف حكّام اطراف و فرمان روايان اكناف با تبرّك و پيشكش رو بدرگاه اقبال حضرت خانى آوردند و از هر ناحيه اكابر نامدار و متعيّنان روزگار ، با تنسوقات لايقه قدم بجانب بارگاه خاقانى گشادند . دولتخواهان نيكو بخت ، رقم هموم از صفحات خاطر بفرسودند و سعادتمندان جوياى رفعت تخت ، در مواقف شكر بگفتهء سعدى زبان بگشودند .
مطلع سعدى
للّه الحمد كه از لطف خداوند ودود * خيل باز آمد و خيرش بنواصى معقود
مدت اقامت مرو دو روز بود و هر روز محفل همايون موشّح بنشر مباحث علميّه و مزيّن بفوايد عقليّه بود و چون نيّت خير فرجام حضرت اعلى خانى عازم زيارت مشهد مقدس رضوى بود على ساكنه السلام زيادت توقف در مرو نفرمودند و قدم اقبال بجانب آن مزار [ 142 ر ] واجب التعظيم و الاجلال بگشودند و باللّه التوفيق .