كار جهان نسق نپذيرد ز فكر تو * چون نظم كاينات ندارد به خود نسق
تا اتفاق نام تو افتد بدفترش * كلك امين زند رقم كيفما اتفق
نام بلند خان جهان آنكه چرخ را * در پيش تيغ اوست بهر صبح سينه شق
خاقان ما محمد شيبان هميشه باد * فرمان روان جمله جهان بالذى خلق [ 140 ر ]
صباح روز يازدهم محرم از مقام قرشى ، رايت سعادت آيت كوچ فرموده در دو فرسخى آن مملكت منزل ساختند و درين منزل سلاطين عظام هر يك بمستقر دولت خويش معاودت فرمودند ، حضرت سلطنت پناهى محمد تيمور سلطان با دولت ارجمند ، رجوع بصوب دار السلطنهء سمرقند فرمودند و حضرت حمزه سلطان مسرور و شادمان ، عود بصوب حصار شادمان كردند و حضرت عبيد اللّه سلطان كه در راه قرشى باردويهء همايون جهة وداع التحاق يافته بود ، رخصت يافته ، بصوب بخارا بازگشت و امرا و اكابر ماوراء النهر كه از اطراف آن ممالك جادهء طاعت و خدمت را سالك گشته بودند و بعزّ التحاق اردويهء همايون مشرّف شده درين مقام تمامى بخلعتها و انعامات لايقه فايز گشتند و راضى و شاكر به مواطن و منازل خويش راجع و عايد شدند و رايت سعادت و اقبال و عظمت و جلال بعزم قطع و عبور جيحون از گدار برده لق روان گشتند و منازل و مراحل قطع كرده قبّهء خلافت بر كنار آب آمويه كه بحر جيحونست بر افراخته شد و باللّه التوفيق و هو المستعان .