اوزبك نژاد كه نظاير ايشان در گلّهاى عالم مفقودند . هزاران كلّه در پى يكديگر افتاده و سرها در دنبال هم نهاده ، هنگام تك آورى گويى زمين را از پشت رفتار ايشان منطوق
« إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها »
« 1 » حسب الحال بود و از تأثير حوافر زمين شكاف ايشان حالت
« وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها »
« 2 » عيان نمود ، بموقف عرض در آمدند و در حسن طلعت و بهاء زينت به حكم فرمودهء
« وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها وَ زِينَةً »
« 3 » از همه اقسام آرايش در آن مصاف بر سر آمدند .
ابيات
تكاور سمندان اوزبك نژاد * عرب كردشان « 4 » نام خيل جياد
بحسن و صفا ماه سيما همه * چو باد هوا راهپيما همه
نسيمند اگر نى فتادى گهى * چو آبند اگر نى ستادى گهى
فلك را ز رفتار ايشان نهيب * زمين در ته سمشان بىشكيب [ 139 ر ]
ز زور حوافر معابر شكاف * الف سان شكافندهء كوه قاف
چو از نعلشان جسته آتش بجنگ * شده آتش از نعلشان بىدرنگ
بعد از عرض گلّهاى اسب ، موكب همايون به بيابان واقع ميان ولايت سمرقند و نسف در آمد و بعد از دو روز از آن بيابان بىپايان بيرون آمده خاك بلدهء قرشى از حوافر خيل فلك فرسا عبير آسا « 5 » شد و موكب همايون حضرت خان عالى - مكان در قصرى كه بر كنار رود قرشى از مستحدثات معمار آن حضرتست نزول فرمودند .
وصف قصر حضرت خان كه در چهار باغ قرشى ساختهاند
و آن قصر بديع آيين از غرايب عمارات روى زمين است واقع بر ساحل رود نسف كه همچو كهكشان كه زينت وسط آسمانست زينت ولايت نسف گشته و اطراف و اكناف آن رود مسعود محفوف بقرى و عمارات و مزارع و مرابع شده .
هامش
( 1 ) - سورة الزلزلة آيهء : 1 .
( 2 ) - سورة الزلزلة آيهء : 2 .
( 3 ) - سورة النحل آيهء : 8 .
( 4 ) - در اصل : كردهشان .
( 5 ) - در اصل : عبر . « عنبر آسا » نيز ميتوان خواند .