تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
فى الواقع ولايتى بخرّمى و تازگى ولايت نسف در معمورهء ارض شايد كمياب باشد . عمارات وافره و زراعات متكاثره وريع بىحساب و اثمار و فواكه پر آب درو موجود ، هوايى در غايت لطافت و آبى در كمال خوشگوارى و تربتى صحيح در حدّ سازگارى و موضع قرشى حالا معموره و بلدهء آن ولايت نامدارست و در جانب شرقى قرشى كه قلب شرقيست بر كنار رودخانه بر موضعى نزه و مكانى مرتفع ، معمار همّت حضرت خان عالى مكان بناى قصرى فرموده‌اند ، در كمال رفعت و نزاهت كه ايوان مشرف او بر رود ، ايوان فلك را خجالت و تشوير داده و همچو طاق گردون در سعت اكناف و ارتفاع اطراف در عالم طاق افتاده ، هر ستون ازو حاكى از ستون رفعت مناب صبح عالمتاب است كه بر فراز او محل قصر آفتاب است . اساس منيعش در استحكام همچو اساس قصر آسمان وسعت بنايش عقل را رهنمون بوسعت
« وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ »
« 1 » گشته . حوالى اين قصر عظيم اساس و اين بناى رفيع كرباس ، محفوف به چهار باغيست در كمال لطافت و نزاهت و غايت طيب و نظافت ، مشحون بگلزار - هاى لطيف كه عقل حيران رنگ گل او و فهم والهء حسن نغمه و صوت بلبل اوست و فى الواقع همچو گلهاى قرشى به كلانى و خوش رنگى در تمام عالم مشاهد نگشته و چون نزول همايون در آن باغ و قصر ميمون ، موسم گل بود و تمامى درختان در آن باغ مزيّن و موشح بود از آن گلهاى بىخار كه افروخته [ 139 پ ] همچو چراغ و درخشان بر شكل گلنار مىنمود و در قرب ولايت نسف ولايتى ديگرست كه بلدهء آن را شهر سبز گويند و اسم اصلى آن خطهء دلكش كش است اين مطلع در وصف گلهاى قرشى اتفاق افتاد . مطلع
چو سرو شهر سبزى افكند شوقش مرا در خون * گل قرشى دهد يادم از آن رخسارهء گلگون
فى الجمله وصف آن ولايت خرّم و آن چهار باغ و قصر معظم در بيان و تحرير
هامش
( 1 ) - سورة الذاريات آيهء : 47 .
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى ) — صفحة 319 | فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى / منوچهر ستوده