ذكر خروج موكب همايون از بلدهء سمرقند بعزم قرشى
وصف گلهاى اسبان كه عرض كردند
و درين منزل طوايل اسبان خاصه كه در آن مراعى ميچريدند بعزّ عرض رسيد و مضمون « إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ » « 1 » حسب الحال شد ، چه اسبان ديوان اشقر نژاد كه لطف رب العباد ايشانرا در افسار تسخير بنى آدم آورده ، در صورت جمال پريان كه در حسن هيكل ايشان خرد راه وادى تحيّر سپرده ، كميتان زرين پوست كه پندارى كان زر را بحوافر كوه فرسا فرسودهاند ، ابلق رنگان كه گويى شب و روز در پيكر ايشان اجتماع نمودهاند ، بوران « 2 » ابيض فام كه همچو نقرهء خام بازار كارزار را ازيشان رواج است . سوران خون رنگ كه در ريختن خون دشمنان روز جنگ جوانمردان مصاف را بديشان احتياج است . سمندان خوش رفتار كه قاف تا قاف فرسودهء سمّ جهان نورد ايشانست . توسنان ره سپار كه هنگام سير خنگ فلك را در پى افكنده گويى گرد ايشانست . چرده رنگان كه زردهء روز را كند رفتار خوانند . سيه فامان كه شبديز شب را در مصاف تك و تاز باز ماندهء راه خويش دانند . ازين اجناس جياد بدوى الاصل كه باديه پيمايان صحراى وجودند و ره نوردان