تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧

ذكر خروج موكب همايون از بلدهء سمرقند بعزم قرشى

روز دوشنبه بيست و سيوم ذى حجه موكب مقارن بعزّ و شرف از بلدهء سمرقند بيرون فرمود [ 138 پ ] بعزم قرشى و نسف منزل اول قاق ماهيان بود كه بر دو فرسخى سمرقند واقع است ، همچو آفتاب دو روز در آن برج حوت در عين حشمت و عظمت توقف فرمودند و از آنجا انتقال به منزل قاق لغ كه مسافت از آنجا تا سمرقند پنج فرسخ است واقع شد و از آنجا به منزل دمشق رفتند و از دمشق به اقچه بوقا نقل اردويهء همايون شد .

وصف گلهاى اسبان كه عرض كردند

و درين منزل طوايل اسبان خاصه كه در آن مراعى ميچريدند بعزّ عرض رسيد و مضمون
« إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ »
« 1 » حسب الحال شد ، چه اسبان ديوان اشقر نژاد كه لطف رب العباد ايشانرا در افسار تسخير بنى آدم آورده ، در صورت جمال پريان كه در حسن هيكل ايشان خرد راه وادى تحيّر سپرده ، كميتان زرين پوست كه پندارى كان زر را بحوافر كوه فرسا فرسوده‌اند ، ابلق رنگان كه گويى شب و روز در پيكر ايشان اجتماع نموده‌اند ، بوران « 2 » ابيض فام كه همچو نقرهء خام بازار كارزار را ازيشان رواج است . سوران خون رنگ كه در ريختن خون دشمنان روز جنگ جوانمردان مصاف را بديشان احتياج است . سمندان خوش رفتار كه قاف تا قاف فرسودهء سمّ جهان نورد ايشانست . توسنان ره سپار كه هنگام سير خنگ فلك را در پى افكنده گويى گرد ايشانست . چرده رنگان كه زردهء روز را كند رفتار خوانند . سيه فامان كه شبديز شب را در مصاف تك و تاز باز ماندهء راه خويش دانند . ازين اجناس جياد بدوى الاصل كه باديه پيمايان صحراى وجودند و ره نوردان
هامش
( 1 ) - سورة ص آيهء : 31 . ( 2 ) - در اصل : پوزان .