در مقام انتقام در آمده واقعهء از آن شنيعتر و داهيهء ازين فظيعتر ما را پيش آورد و در عوض نوش اجر و ثواب صابران جهة خاطر مجروح ما نيش آورد .
[ بيت ]
بهر حال مر بنده را شكر به * كه بسيار بد باشد از بد بتر
چون نعمت سلامتى ذات ابد پيوند ، فرزند ارجمند ، مظهر خلافت رحمان ، محمد شيبان خان تأمل مىنمايم از صفحهء ضمير رقم شدّت مصيبت فرزند دلبند سلطان محمود كه نقدا تارك ديار وجود گشته مىفرسايم ، چون اين گوهر نامدار از امواج بحر حوادث روزگار بر كنار سلامت افتاده و قدم در ساحل نجاة و رفع مراتب و درجات نهاده ، اگر آن گوهر گران قيمت در صندوق عدم و خاك دژم روى پوش شد ، خاطر را بوجود اين مقصود مسعود ، متسلى از فقدان آن مولود مودود مىتوان ساخت و فى الواقع اين كلمه حكمتيست كه از آن مخدومه در صدمة اولى مصيبت كه وقت زلزال بنيان قرار و اصطبارست سمت اصدار يافته و ارباب عقل و تميز دانند كه در اول دفعهء مصيبت فرزند دلبند از مادر مهربان چنين كلامى حكمت آميز مشحون بوظايف صبر و مسلمانى بسيار بديع و غريب است و سوى عزمة الرجال در وقت نزول همچنين موجب حزن و ملال مقاومت با اضطراب و جزع مصيبت نتواند كرد و هر كس از مردان « 1 » كار نيز درين ميدان قدم طاقت و قرار را استقرار نتوانند داد ، مگر عزمات ملوك ديندار همچنين سلوك اختيار كنند و شير مردان در چنين حال قطع شاهراه تحمل و اصطبار كنند و در كمالات حضرت مهد عليا اين حكايت كافى و در بيان قوّت عزيمت آن حضرت اين روايت وافيست .
ابيات
هر آنكس كه عزمش بود استوار * مصيبت نگرداندش از قرار
حيات ابد را طمع ميكنى * كه وقت مصيبت جزع ميكنى
هامش
( 1 ) - در اصل : ميدان .