شير كه اول بمذاقت چشاند * عاقبتت كاسه بسر برفشاند
شير چه جويى تو ز تدبير او * سير مبادا شكم از شير او
چرخ كه اول پدرى مىكند * آخرت از خويش برى مىكند
دامن مهر از پدران بگسلان * مادر گورست ترا مهربان
زانكه پدر رحم نيارد ترا * چونكه بمادر بسپارد ترا
باش كه آخر با بد ميروى * در شكم مادر خود مىروى
مادرت ارچند گهى پيش رفت * در شكم مادرك خويش رفت
گر پدر [ م ] پشت ، و گرما درست * جانب اين خاك درم رهبرست
وصف اخلاق و مسلمانى حضرت بيگم
مصداق اين سياق واقعهء جانسوز غم اندوز حضرت مهد عليا مخدومهء كبرى بيگم است روّح اللّه روحها وادّر فى عالم الملكوت فتوحها كه منزل خاك را وداع فرموده در مستقر رحمت الهى قرار گرفت و دامن مهربانى از دوستان اين جهانى در نورديده ، در سايهء لطف جاودانى و پناه عنايت سبحانى استقرار يافت ، از دست ساقى اجل جرعهء نوشيد كه ذوق زندگانى را فراموش كرد و گوش هوشش از داعى قضاى ربّانى نداى
« ارْجِعِي »
« 1 » شنيده از گفت و گوى جهانى خاموش كرد و فى الواقع از مناقب و مكارم اخلاق و طيب اعراق و صفت مسلمانى آن حضرت از خانوادهء خانان نامدار اوزبك بوده [ 136 پ ] و جبلّت شريفهء ايشان مجبول « 2 » بر كمال عطوفت و شفقت بر كافهء خلايق مىنمود ، زحمى شامل و كرمى كامل و شفقتى تامّه و مكرمتى عامّه داشت ، گويى بلقيس زمان و قيدافهء عصر بود ، با وجود كمال استقلال و جريان حكم در ملك و مال اهل عالم ، هرگز از ملازمان بارگاه آن حضرت كسى نقل ستم نكرد و پيوسته در مقام حمايت رعيّت و زيردستان در آمده آنچه از لوازم اشفاق باشد از
هامش
( 1 ) - اشاره به آيهء« ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً »است . سورة الفجر آيهء : 28 .
( 2 ) - در اصل : مجهول .