تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
خدّام عالى مقامش نسبت با سكّان آفاق بظهور مىآمد و آنچه از مراسم اقامت عدل و احسان تواند بود ، نسبت با ساير انواع انسان بصدور « 1 » مىپيوست . در اقامت وظايف مسلمانى و ادامت لوازم اعمال ايمانى ، سعيى وافى و جدّى كافى داشت . اوقات شريفهء آن حضرت موزّع در اقسام عبادات و مقسوم بانواع تقربات و طاعات بود ، در تعظيم علما و فقرا و ارباب دستار آنچه سزاوار چنان حضرت باشد ، دقيقهء غير مرعى نمىماند و ازين جماعت هر كس كه وظيفهء سلام و خدمت تقديم نمودى ، او را بر مسند اعظام و احترام مىنشاند . اگر در بارگاه عظمتش كسى دفع ظلامه از ظالمى نمودى دست آن ظالم را هر چند زبردست بودى به پنجهء انتقام مىشكست و اگر كسى پاى بيداد از گليم خود بيرون كشيدى بزنجير تدبير پاى ستم او را مىبست . اعتقاد و ارادت آن حضرت در شأن مزارات اوليا و علما و اكابر و اصفيا بمرتبهء كه همواره اعلام و پردهاى حريرى منقوش بنقوش كتابات مرتب ساخته ، بطريق نذر و نياز همراه نذور و معاملات بمراقد و مقابر ايشان روان ميساخت و در مجارى قضاى ربّانى و مواقع تقديرات آسمانى و وقوع وقايع و مصايب زمانى ، صبرى شافى و تحملى كافى آن حضرت را حاصل بود .

حكايت

از يكى از مقرّبان بارگاه حشمت و مطيعان درگاه عظمت حضرت مخدومهء عظمى بيگم روّح اللّه روحها شنيدم كه ميگفت روزى كه واقعهء كبرى و مصيبت عظمى حضرت سلطنت پناهى ، مظهر الطاف الهى ، مجمع فضايل غير متناهى ، محمود سلطان انار اللّه برهانه و زاد روحه فى جنّة الرضوان سمت وقوع يافت ، همگنانرا [ 137 ر ] از سلاطين و امراء عظام كمال محبت و عطوفت حضرت بيگم نسبت با آن فرزند دلبند و آن مولود ارجمند معلوم بود و عزّت و شأنى كه حضرت سلطانرا نزد خاطر والدهء مخدومه بود ، نزد همه كس مشهور و مقرر مىنمود و تمام خلايق جزم داشتند كه چون استماع خبر فوت آن حضرت مسموع سمع جلال مخدومه ميگردد ، گريبان
هامش
( 1 ) - در اصل : ؟ ؟ وو .
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى ) — صفحة 312 | فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى / منوچهر ستوده