ذكر وفات حضرت والدهء مكرمهء خانيه رحمها اللّه
رباعيه
از مادر دهر هيچكس شير نخورد * وز خوان زمانه نعمتى سير نخورد
كز جور فلك ضربت شمشير نديد * وز كيش اجل بر دل و جان تير نخورد
وصف شدت مفارقت احباب بموت
آوخ ازين دوران بىسامان كه آسياء او بر خون عزيزان گردد و آه ازين چرخ بىپرگار كه اساس آن بر مفارقت ميان اخوان باشد . اگر با دوست جانى سالها دست در گردن مهربانى كنى ، آخر اجل بدست فراق دامن وصال را چاك سازد و اگر از چهرهء گلفام محبوب سالها گل مراد چينى و با او در زاويهء وصال نشينى عاقبت الامر فلك ، مراد او را [ 136 ر ] خاك سازد . اگر چون فرقدان با يار مهربان سالها مسند تمكين را فلك البروج سازى ، آخر دست زمانهات چون بنات النعش تفرقه روزى گرداند و از آسمان اتصالت فرو آورده بر خاك مصيبت نشاند . كجا وصالى كه در پى ملالى ندارد و كو راحتى كه در عقبش زحمتى نيست ؟ كيست كه بامداد همچو آفتاب چهره برافروخت كه شام ملال در مغرب و بال ظلمت مصيبت نيندوخت و كجا كسى كه در منازل دنيا همچو بدر كامل شد كه از گردش ايّام و تداول سنين و اعوام همچو هلال روى در نقصان نكرد ؟
ابيات
بر سر اين خاك كجا سرورى * پرورشى يافته از مادرى
كز ستم چرخ زوالى نديد * وز غم ايّام ملالى نديد
مادر ايّام كرا شير داد * وز بر خويشش شكمى سير داد
كاخرش از شير وفا وا نكرد * پيش كسانش همه رسوا نكرد