تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
عرض يافت و اسباب حرب و ادوات طعن و ضرب از جياد جوشن و زره و كلاه خود « 1 » و تير و كمان در شبه كشتيهاى كلان نهاده و بر گردونهاى عظيم حمل كرده بحواشى محفل رسانيدند و اسبهاى گرانمايه كه هر يك [ 135 پ ] سمند گردونرا نه پسنديده و از سيماب آب دهان هنگام شهقه بر توسن چرخ بلند ، آب دهن افكنده ، تمامى مزين بزينهاى مرّصع و زرّين و سيمين كه حضور ايشان موجب راحت و سرور بود ، همراه پيشكشها كشيدند . فى الجمله پيشكشى بدان كثرت و وفور ، در هيچ زمان مشاهد ارباب نعمت حبور نگشته ، لطف عاليحضرت خان عاليمكان ثلث تمام آن پيشكشها را بيك دفعه به حضرت سلطنت پناهى حمزه سلطان ، انعام و اكرام فرمود كه در ميان عساكر مردمان خود قسمت نمايد و ثلثان ديگر بر مردمان خاصّه و اصناف طبقات چهرها و ايكچيان و جماعتى كه رسم باشد كه پيشكش را در ميان ايشان قسمت نمايند قسمت فرمود . ابيات
لطف عالم نواز شاه كرم * كه برابر شمرده خاك و درم
هر چه در دست مكنتش افتاد * در زمان جمله را بمردم داد
تودهء چرخ اگر شود نعمت * بخشد آن را بخلق بىمنّت
پيش او نه فلك هبا باشد * قدر مال و درم كجا باشد
آنكه صد ملك در دمى بخشد * بكمين بنده عالمى بخشد
پيش او مال را چه مقدارست * بخشش اسب و زر چه دشوارست
چون مجلس همايون انقضا يافت و مردمانرا در مشاهدهء آن وفور نعمت و احسان بىمنّت ديدهء خبرت حيران ماند ، همانا از مواقع قصا مقتضاى العين حق بظهور رسيد و عين الكمال در آن كارخانه نوع تأثيرى نمود و از جانب بخارا خبر رسيد كه حضرت مهد عليا ، مخدومهء عظمى ، ملكهء كبرى بيگم ، والدهء معظمهء محترمهء حضرت خان كه مسكن و منزل ايشان بلدهء فاخرهء بخارا بود درين وقت داعى ربّانى را لبيك اجابت فرموده ، از دار فانى ارتحال به منزل باقى فرموده‌اند و الحكم للّه العلى الكبير .
هامش
( 1 ) - در اصل : كلاه غور .