عنايت خانى ، عنان عطوفت بصوب تربيت علما و فضلا و فقرا بر گشوده ، رسوم بدعت و جور كه در اوقاف واقع شده بود فرسوده و همگنانرا بانظار لطف و عنايت بنواخت و در مواقف تحذير صدور را بانذارات بليغه بر تقدير تقصير در حقوق وقف تهديد فرمود و رونق بازار علم كه در زمان سابق بىرواج گشته بود مجددا روى در فزونى نهاد و متاع دانش از تربيت خاقانى در اسواق عالم گرانمايه شد و مدارج قدر علما و فضلا در ميان خلايق بدان تربيتهاى لايق و تمشيتهاى موافق ، بلند پايه گشت .
ابيات
قدر ارباب علم عالى شد * لطف خان كافل موالى شد
حضرت خان چو دلنواز آمد * علم علم سرفراز آمد
فقر را پا بر اوج چرخ زدند * در خوانق ز عيش چرخ زدند
در نذور و مواهب و زكوات * گشت معمول انّما الصّدقات
آمد اندر صدور ، امن و سرور * چونكه بر بسته گشت دست صدور
صدر اگر نى ز پادشه ترسد * وقت پرسيدن از گنه ترسد
وقف را جمله حق خود داند * مال موروث خويشتن خواند
قلبى صدر را زبان بگشا * صدر بىقلب در جهان بنما
مگر آن صدر واجب التعظيم * كه بود بر همه كريم و رحيم
وصف اطعمهء طوى باغ نو در سمرقند
چون از مهمّات ارباب علم و فقر فراغ حاصل آمد و موايد فوايد و لطف و احسان در خوانق و اربطه كشيده شد ، توشمالان چابك دست بكشيدن سماط بنشاط و انبساط آمدند و الوان نعايم و اصناف اطعمه بر طريق طويهاى بزرگ كشيدند از جمله تودهاى كلان همچو جبال شامخات از لحوم حيوانات [ 135 ر ] بعد از استخراج
« قُدُورٍ راسِياتٍ »
« 1 » بر روى يكديگر نهادند و صلاى غارت خوان نعمت در ميان مردم در دادند و خلايق را از مشاهدهء آن لحوم بىپايان نمودار
« وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ »
« 2 »
هامش
( 1 ) - سورة سباء قسمتى از آيهء : 13 .
( 2 ) - سورة التكوير آيهء : 5 .