سال در تصرف او باشد و خواه هزار سال [ 131 پ ] او مالك است و حكم اعراض از آن ملك همين حكم دارد ، اگر هزار سال اعراض كند او همچنان مالك است و مجرّد اعراض كافى نيست در اباحت ملك او . اتابك از آن نكتهء حكمت كه مولا [ نا ] شمس عمر تفهيم كرده بود متنبّه شد و ترك آن حكم گرفت و مردمان در راحت افتادند .
حضرت خلافت پناهى خاقانى فرمودند : چون طول زمانرا در بطلان ملكيّت تأثير نباشد چارهء اين املاك كه از آن اعراض كردهاند چيست و چگونه آن را معمور توان ساخت تا هم مملكت معمور گردد و هم مال خراج ديوان قايم گردد ؟ اين فقير گفتم :
اين املاك اگر صاحب آن حالى معلوم است او را استمالت بايد داد و خراج را تخفيف بايد كرد تا صاحب [ ملك ] بمملكت و ملك و وطن خود معاودت نمايد و بعد از معاودت او را استمالت بايد داد تا در ملك خود تصرف مالكانه كند و مملكت معمور شود و خراج قايم گردد و اگر مالك آن معلوم نيست آن مجهول المالك است و مجهول - المالك را پادشاه بايد كه تصرف كند و آن را معمور سازد و حاصل بردارد كه « الزرع للزارع و لو كان غاصبا » و نيّت فرمايد كه هر گاه كه مالك پيدا شود اجرت ملك او از بيت المال دهند ، برين تقدير هم مملكت معمور ميگردد و هم خراج قايم مىشود و هم حقّ صاحب ملك باطل نمىماند و ضايع نميگردد و صاحبان املاك كه از خوف خرابى و ويرانى و عدم استطاعت خود را مخفى و مجهول ساختهاند حاضر ميگردند و در املاك خود تصرف ميكنند و مستمال بوده در وطن خود ساكن ميشوند و عمارت و زراعت مىنمايند و اين محذورات مطلقا بر طرف ميگردد . فى الجمله اين سخن مقبول خاطر نيكو پسند حضرت [ خان ] گشت افاده اللّه تعالى و خلّد ظلال خلافته .
بعد ازين ديگر مباحثات بسيار در علوم بميان در آمد و عاليحضرت خليفة - الرحمانى در صدد حل مشكلات در آمده انواع جلايل فوايد فرمودند .
وصف دعوت كان گل
بعد از آن توشمالان « 1 » چابك دست بمدّ سماط و كشيدن نعمت مشغول شدند و
هامش
( 1 ) - در اصل : ترسمالان .