آنچه از وظايف نشر موايد احسان و لوازم بسط [ 132 ر ] و امتنان باشد ، ازيشان بصدور و ظهور پيوست و الوان نعايم و اصناف اطعمهء مطبوخه كه عقل را در آن تحيّر و تفكر روى نمايد در آن سفره موجود بود و از جنس آرزوى خاطر به حكم « 1 »
« فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ »
« 2 » هيچ فرو گذاشتى واقع و چيزى مفقود نيامد ، لحوم متكاثره به حكم
« وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ »
« 3 » در صحن آن بزم و فورى داشت كه نسر طاير همچو غراب در حذر بود و جدى و حمل آسمان را از قربان خطر بود و گاو زمين از انديشهء هلاك بر خود مىلرزيد و ثور فلك اگر همچو سرطان سر در آب نبردى شايستى در چنگال ذبح مبتلا آمدى و حوت آسمان اگر در دلو مختفى نشدى امكان داشت كه همچو ماهى دريا در دام نيستى و فنا افتادى . صحون متواليه از انواع برنجها گويى صحن آسمانست كه از انجم آراسته بود و « قدور راسيات » « 4 » آشهاى گوناگون نمودارى از جوش و خروش سيحون و جيحون نمود ، انواع حلواهاى گوناگون ، شيرين كاران آن محفل را مذاق جان و روان شيرين گردانيده و اصناف شربتهاى جانفزا ، ذوق انهار جنّت عدن بمذاق حاضران رسانيده ، اطباق نقلهاى غمزدا حكايت از اطباق سما ميكرد كه موّشح و مزيّن از ثواقب كواكب باشد و الوان ترّها و خضراوات « 5 » از لطافت خضراى فلك نمودار بود .
ابيات
نعمت كان گل بهر كه رسيد * گوييا نعمت بهشت چشيد
ما چه گوييم وصف ايوانش * كه شده عقل خلق حيرانش
آنكه حلواى جانفزايش خورد * تا قيامت مذاق شيرين كرد
نقل از آنجا كسى كه نقل نمود * راه لذت بطبع و عقل نمود
لحم طيرى كه مشتها آمد * راست بر قدر اشتها آمد
هامش
( 1 ) - در اصل : يحكم .
( 2 ) - سورة الزخرف قسمتى از آيهء : 71 .فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ . . .( 3 ) - سورة الواقعه آيهء : 21 .
( 4 ) - سورة سباء قسمتى از آيهء : 13 .
( 5 ) - در اصل : جغراوات .