حبّذّا مطبخ فراوان قند * كه همه خلق كاسه ليس ويند
چون از مدّ سماط در آن بساط نشاط و انبساط ، فراغت حاصل آمد و هر كس را مطالب و مقاصد بحصول و وصول رسيد ، موكب همايون ميل معاودت بخطّهء سمرقند فرمود [ 132 پ ] اينست واقعهء طوى كان گل كه خامه درين هنگامه از تفصيل آن قصه اخبار و اشعار نمود و به حمد اللّه تعالى بر نوعى مذكور و مزبور شد كه مرضى و مشكور ارباب اعوام و دهور خواهد بود . و صاحب كتاب ظفر نامهء تيمورى در تاريخ خود حكايت طوى كان گل كرده كه امير تيمور طراغاى جغتايى در ايّام استيلاى خود نموده بوده و فرزندان خود را نموده و جهت آرايش صنعت انشاء و ابداع غرايب الفاظ و معانى كه صاحبان آن چنان صنعت را زيادتى مرتبت در كار خود به تتبع آن نوع تراكيب مىباشد ، انواع بيانات غريبه نموده و از جملهء وصف مجلس شراب امير تيمور كرده و در تحسين و تزيين فقرات تراكيب ، مبالغات بظهور آورده و در اوصاف چنان مجلس خبيث كه مرضى اهل شرع و عقل نيست بعضى سخنان گفته كه از مخاطرهء كفر و ارتداد نعوذ باللّه من ذلك طريق مناص و خلاص ندارد .
از جمله گفته كه در آن مجلس ساقيان صاحب جمال كاسهاى شراب در دست و ساعد بلورين گرفته مردمانرا شراب ميدادند و در وقت شراب دادن ايشان مضمون
« وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً »
« 1 » صادق بود اين كلمه مخاطرهء كفر دارد و از غير ملاحده و زنادقه امكان ندارد كه صدور يابد چه متضمن استهزاست به شراب طهور كه حق تعالى در بهشت ، ارباب فلاح را كرامت فرمايد و متضمن تشبيه آن ساقيان بجناب جلال الهى بلكه مشعر بمذهب زنادقه و حلوليّه كه دعواى ايشان اينست كه حق تعالى در صورتهاى جميل حلول مىكند و بر مردمان تجلّى جمالى مىنمايد و اين همه خطر كفرست و تحسين صنعت انشا و تزيين كلام بامثال اينها جهة تأنق فقرات انشايى عذر نميگردد ، زيرا كه مجال تحسين و تزيين كلام از آن اوسع است كه بامثال
هامش
( 1 ) - سورة الانسان قسمتى از آيهء : 21 .