پيشگاهى در غايت وسعت ساخته و بر هر ضلعى خانهء رفيع همچو بناى چرخ دوّار و حوالى اين مجموع عمارات محفوف بانهار خوشگوار . فى الجمله بدين زيبايى و لطافت شايد در جميع عالم بنايى نباشد و در جامعيّت اسباب حسن بنا و لطافت صنعت و موقع محل و طيب هوا در فضاى كاينات چنين اساسى در هيچ تاريخ نيفراخته باشند .
ابيات
اين عمارت رفيع منزلتست * كه اساسش منيع مرتبت است
اندرو خيره چشم هر بينا * سر كشيده بقبّهء مينا
زينت هفت چرخ گردونست * رتبت افزاى ربع مسكونست
هر ستون اندرو كه زر كارست * نور افشان چو خط انوارست
طاق او سركشيده سوى فلك * رشك اين طاق هفت توى فلك
بر گذشتى بناى اين ايوان * از اساس عمارت كيوان
گر بدى در سراچهء امكان * رفعت او به قدر همّت خان
همتش گر اساسى اندازد * چرخ را پايهء كمين سازد
بنيهء آدمى كه كان گلست * خانهء پادشاه ملك دلست
باد معمور از عنايت خان * ره به حق برده از هدايت خان
تا جهان هست خان شيبان باد * عدل و احسان او جهانبان باد
وصف مجلس همايون در كان گل
سيوم روز كه خطهء بىمانند سمرقند محل نزول همايون شده بود خاطر فيض مآثر خانى ميل تماشاى ييلاق كان گل فرمود و اول صباح از باغ نو سوار شده و حضرات سلاطين عظام « 1 » عزّ مراكبت و مصاحبت يافته متوجه آن محل « 2 » ميمون و عازم گشت آن فضاى مسرّت افزون شدند و در وسط ايوان غربى عمارت كان گل تخت سعادت بخت را بر اوج گردون برافراختند و در اطراف و اكناف ايوانها ، بساطهاى ملوّن بالوان انداختند . طرف يمين يمن آثار بعزّ جلوس علماء
هامش
( 1 ) - در اصل : عن .
( 2 ) - در اصل : محمل .