سطحى از آن فضاى خضرا كه در بسيط غبرا نظير و مماثل ندارد محفوف بانهار روح افزا كه آن جنان را زينت
« جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ »
« 1 » داده و هر چشمهاش عين حيات بر روى طالبان
« فَتُفَجِّرَ الْأَنْهارَ خِلالَها تَفْجِيراً »
« 2 » گشاده ، به عين اختبار اختيار و اجتياز فرمودهاند و بر آن سطح هامون كه از الوان گل و رياحين گوناگون رشك فضاى بوقلمونست ، اساس عمارتى رفيع افكندهاند كه قصر خورنق الحق پيش ارتفاع بنيانش پست نمايد و باب تصغير و تحقير بر روى بناى كبير سدير بر گشايد .
قصر غمدان صنعاء يمن از غايت رشك و حزن در مقابل آن غمدان گردد و مبانى گنبذ هرمان در جنب ارتفاع او سر بوادى حسرت و حرمان نهد ، نسر طاير اين چرخ سايهء « 3 » آستانش را آشيان سازد و اكليل قبّه خضراء فلك بر درگاه بارگاهش به نثاره ، تاج از فرق اندازد . خيط ابيض صبح بر فراز ديوار افق خود را كشيده تا ريسمان بنّاء آن بنا را به كار آيد و ميزان برج فلك خويش را در كفهء اعتبار آورده شايد شاغول آن اساس استوار آيد . معمارش از مهندس چرخ ، وقت احتياج آلت خشت زرّين و سيمين آفتاب و ماه گيرد و طيّان بنيانش از خرمن كهكشان آسمان هنگام تطيين و تزيين كاه گيرد . كيوان بر فوق ايوان سبع طباق رخ بر افراخته شايد قنديل كنگرهء طاق او گردد و شعراى يمانى در حوالى آن مبانى چراغ افروخته تا رهنماى نظّارگيان آفاق شود . اما وضع عمارت بر آن نسق است كه دو ايوانش رفيع يكى شرقى و ديگرى غربى برافراختهاند ، در غايت سعت و رفعت كه سر ايوان با فلك - البروج « 4 » در ارتفاع ، دم مقابله و مباراة زند ، گويى دو ايوان مشرقين است كه زينت طاق او را خورشيد و ماه موجب توشيح و سبب زين است و در محاذات هر ايوان چهل ستونى بغايت واسع مهيّا گردانيده كه هر ستونى همچو عمود صبح زرنگار [ 128 پ ] و همچو خط شعاعى از زينت زر كارى تمامى گوى انوارست و در پيش هر چهل ستون
هامش
( 1 ) - موارد مختلف در قرآن كريم اين قسمت آمده است .
( 2 ) - سورة الاسراء قسمتى از آيهء : 91 .
( 3 ) - در اصل : ساير .
( 4 ) - در اصل : « سر ايوان با فلك البروج » به اشكال خوانده مىشود و بعضى از كلمات سياه شده است .