آن حضرت نبوده و هيچ يك را از صحابه كرام همچنين لوح بر بالين نيست . پس بدعت باشد در دين و امّا آنكه بدعت سيئه است نه حسنه ، ظاهر آنكه امرى لغوست « 1 » و در ضمن آن فايدهء عقليّه و شرعيّه متصور نيست ، مگر آنكه محض علامة ارادت كنند .
بعد از آن انتقال كردم بحديث وفات عثمان بن مظعون « 2 » رضى اللّه عنه از اكابر صحابه بوده و خويش قريب حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلّم و هجرت بحبشه كرد ، ديگر هجرت بمدينه و در مدينه وفات فرمود و حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلّم او را در بقيع دفن فرمود ، چون از دفن فارغ شد ، سنگى بغايت بزرگ كه در آن حوالى بود فرمود تا بر سر قبر او حمل « 3 » كردند و بر سر قبر او نهاد و فرمود : نشانه ميكنم قبر برادر خود را عثمان تا فرزندان و كسان خود را پيش او دفن كنم . و اين حديث صحيح است . پس اگر محض علامت ارادت كنند موافق سنّت باشد والّا حكم بدعت سيئه بر او غالب است و شايد بعضى از قبور مشايخ را دليل اين حديث باشد چون قصد اعلام كرده باشند . حضرت خان فرمودند : عمارت بر قبر ساختن و لوح نهادن و كتابت كردن اگر غرض ابقاء اثر ميّت است [ 127 ر ] شايد خوب باشد و اگر غرض تكلّف و خودنماييست از جنس اعمال ريائيست و الحق اين سخن در كمال لطافت است ، زيرا كه ابقاء اثر ميّت در امور دين و دنيا هر دو مطلوب است و كسى كه آن نيّت خير كند به ثواب دارين ميرسد و اگر غرض تكلّف و خودنمايى باشد از جنس ساير اعمالست كه ريا درو ميرود و ثواب او را باطل ميگرداند . افاده اللّه تعالى و خلّد ظلال خلافته .
هامش
( 1 ) - در اصل : نفوست .
( 2 ) - در اصل : مطنون .
( 3 ) - در اصل : احمل .