تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
سنّت باشد و معنى اول رجحان يابد و از رجحان معنى اول لازم آيد كه بدعت كه ما گفتيم اعم از آن باشد كه مقبول باشد در شرع يا مردود و برين تقدير تواند بود كه امور مذكوره در قبر كه شما مىگوييد در بلاد اسلام شيوع دارد از قسم بدعت مقبول باشد و برين تقدير با شيوع او در بلاد اسلام بلا انكار منكرى جمع شود . پس دعوى منافات ميان بودن او بدعت و شيوع او در بلاد اسلام باطل باشد . دوم آنكه فرض كنيم كه بدعت هر گاه كه اطلاق كنند مراد از آن امر محدث مردود باشد بسى از امور متبدعه ، در بلاد اسلام هست كه بواسطهء فساد زمان كسى در معرض انكار بران در نمىآيد ، از ترك انكار بران لازم نمىآيد كه آن امر در نفس الامر بدعت نتواند بود ، پس دعوى منافات باطل باشد . سيوم لا نسلّم كه منكران بران انكار نميكنند چه مراد از انكار منكران آنست كه علماء اسلام آن را منكر باشند و خواص اهل علم و تقوى آن را مردود و ناشناس دانند و در همه اعصار علما و اهل ورع آن را منكر بوده‌اند و از تسليم مردم نادان و ظالمان و محبّان [ 125 پ ] زينت لازم نمىآيد كه آن امر منكر نباشد نزد علما و ارباب تقوى و اگر مراد ازين سخن كه منكرى بران انكار نميكند آنست كه اين از امور مجمع عليه است چنانچه در اجماعات صدر اول گاه هست كه مثل اين سخن ميگويند در اثبات اجماع چه در اجماع قول بعضى و سكوت ديگران بلا انكار موجب ثبوتست ، حال آنكه اين دعوى باطل است بنا بر آنكه اجماع معتبر در اصول كه دليل شرعست مراد ازو اجماع صدر اول است نه اجماع اهل اين قرون كه فساد در دين پيدا شده و از كجا كه در صدر اول بر اين امر انكار نمىكرده‌اند ، پس ترك انكار درين ادوار منافات نداشته باشد . حضرت خان عالى مكان فرمودند : چه دليل است بر آنك امور مذكوره در صدر اول نبوده و بدعت است ؟ گفتم در صحيح مسلم و نسايى و ترمذى روايت كرده‌اند كه امير المؤمنين على كرّم اللّه وجهه با ابو هيّاج اسدى گفت « الا ابعثك على ما بعثنى عليه رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم الاتدع تمثالا الّا طمسته و لا قبرا مشرفا الا سوّيته » يعنى آيا بفرستم ترا بر آنچه