تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
فرستاد مرا حضرت رسول اللّه [ صلّى اللّه ] عليه و سلّم و آن امر كه من ترا جهة آن فرستم آنست كه هيچ تمثالى نگذارى الّا كه آن را هموار سازى و هيچ قبرى مشرف باز نگذارى الّا كه او را برابر سازى . علماء شارحان حديث گفته‌اند مراد از تمثال صورت - گريست كه آن را هموار و نابود مىبايد ساخت و مراد از قبر مشرف آنست كه بلند و زيادت از مقدار يك وجب باشد . « 1 » پس معلوم شد كه قبر را بلندتر از يك وجب ساختن منّهى عنه است ، زيرا كه امير المؤمنين على در زمان خلافت ميفرستاد كه آنچه زيادت از مقدار مذكور باشد آن را تسويه كنند و نه مجرد قول صحابيست بلكه در اصل حديث فرموده كه ترا بدان كار فرستم كه حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم مرا بدان كار فرستاده بود . پس معلوم شد كه نهى از قبل آن حضرت است صلى اللّه عليه و سلّم . پس مشرف ساختن قبر و بلند گردانيدن آن بدعت و منّهى - عنه باشد . اينست [ 126 ر ] اجماع و اتفاق علماء مذهبين و بعد ازين خلاف كرده‌اند . مختار شافعى و اصحاب او آنست كه قبر را مسطّح سازند و دليل ايشان آنكه در صحيح نسايى ، قاسم بن محمد بن ابى بكر روايت كند كه پيش عايشه رفتم و گفتم اى مادر كشف كن از قبر پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم تا من آن را به بينم ، پس كشف كرد از سه قبر كه نه مشرف بود و نه چسبيده بر زمين و اين مقدار را بيك وجب تقدير كرده‌اند و دلالت بر تسطيح مىكند زيرا كه قبر مسنّم كه آن را خر پشته ميگويند بر زمين چسبيده است و مختار امام ابو حنيفه و اصحاب او آنست كه قبر مسنّم باشد « 2 » يعنى خر پشته و قاضى عياض كه از اكابر علماء حديث است و مالكى مذهب در شرح صحيح مسلم روايت كرده كه اكثر علما برانند كه افضل تسنيم است و مذهب مالك هم اينست و دليل ايشان اينست كه سفيان تمّار در صحيح بخارى
هامش
( 1 ) - شايد وضع اصلى اين جمله چنين بوده است : مراد از تمثال صورت گريست كه آن را نابود مىبايد ساخت و مراد از قبر مشرف آنست كه بلند و زيادت از مقدار يك وجب باشد و آن را هموار مىبايد ساخت . ( 2 ) - در اصل : آنست كه سنت آنكه قبر مسنم باشد .