طاق او سر فراز آفاقست * كه برفعت درين جهان طاقست
حجراتش ز ارتفاع جهات * هست موصوف سورهء حجرات
صفهاش رهبر عقول شده * هر سحر محفل فحول شده
صحن او سجده گاه معبودست * مرقد شاه عصر محمودست
چون در مدرسهء عاليه نزول اجلال خانى و ورود افضال « 1 » خاقانى واقع شد ، اولا به زيارت قبر برادر نامدار حضرت سلطنت آثار ، محمود سلطان انار اللّه برهانه التفات فرموده ، در آن تالار كه بر بالاى مزار بستهاند در آمدند و بعد از اقدام بوظايف زيارت و فاتحه و سلام در مقابل قبر سلطان ، مسند خلافت برافراختند و علما و اكابر و حفّاظ خود را بجلوس در مجلس حضرت خانى مشرف ساختند و طبقات مردمان از طلبه و نظارگيان در اطراف و انحاء آن مجلس عزّ حضور يافتند و اين فقير حقير قريب بقبر كه در محاذاة مجلس همايون بود نشستم . چون حفّاظ از تلاوت كتاب - اللّه المجيد فراغت يافتند و وظايف دعاء دوام دولت تقديم [ 124 پ ] نمودند ، حضرت خليفة الرحمانى اين فقير را كه از مقام تواضع اختيار مقام پست نموده بودم ، بانظار التفات و عنايت مخصوص ساخته ، نزديك طلبيدند و آغاز سؤالات و مباحثات فرمودند و درين مقام بعضى از فوايد علميه كه در آن مجلس گذشت ، مناسب است كه مذكور گردد ، چه مدرسه مقتضى آنست كه بحثى كه درو واقع شود از بيان آن اعراض ننمايند . و باللّه التوفيق .
مباحثهء مجلس همايون در مدرسهء خانيهء سمرقند
چون اين فقير را پيش طلبيدند ، اول سؤالى كه فرمودند آن بود كه پرسيدند سنّت در مقدار رفع قبر « 2 » و هيئة آن چيست ؟ اين فقير گفتم : سنّت آنست كه از مقدار شبرى ارتفاع آن زيادت نباشد و اين الواح كه بر سر قبور بر ميفرازند بدعت است و همچنين كتابت بر قبر كردن و بر بالاى آن عمارت ساختن بدعت است .
هامش
( 1 ) - در اصل : اتصال
( 2 ) - در اصل : خبر .