به اخلاق حميده تفسير شيخ فيضى را اكثرى او اصلاح داده و مربوط ساخته . سنّ شريف او حالا ما بين پنجاه و شصت است . بيت :
چيست بحث علم اگر تا فرق فرقد مىرود * ذكر مولانا جمال الدين محمد مىرود
مولانا عبد الشكور لاهورى
دانشمند برجسته و سرآمده است . به متانت فهم و حدّت طبع مشهور است و در اعتقاد به مشايخ قدمى راسخ و حسنظنّى غريب در حق اين مردم دارد و اكثر اوقات گرامى او به مطالعهء سخنان اين طايفه موزّع و عمرش در اداى وظايف نوافل و ادعيه و تلاوت قرآن مصروف و هرچه در بساط وى است صرف فقرا و مساكين است . زمانىكه امتحان علما و مشايخ درميان آمد او را جلاى وطن نموده به عهدهء قضاى جونپور منصوب ساخته آنجا فرستادند . چون در سفر الهآباد « 1 » به درگاه پيوست فضاى آن بلده را به قاضىزادهء رومى كه فاضلى است خوشطبع و صاحب كمالات مفوّض داشتند از آن زمان باز مولانا عبد الشكور در آنجا معزول است و به افاده و افاضهء علمى مشغول و به جزوى اوقات گذر قانع و از زيادتطلبى محترّز و از آفات و مخافات بعيد و به سلامت ايمان نزديك .
شيخ كبير ولد شيخ منوّر
از علوم متداوله در ملازمت پدر و خسر بزرگوار خويش كه ميان سعد الله بنى اسرائيل باشد تحصيل نموده طريق صحبت و اختلاط را نيكو ورزيده و پادشاهشناس است . حق سبحانه تعالى او را از ارتكاب افيون بسيار و رعونت و دروغ و لاف توبه بخشد . در ايامى كه حسب الحكم به همراهى پدر در پرگنهء بجواره و دامن كوه شمالى رفته به ضبط و ربط آن نواحى مشغول بود رقعه به فقير نوشته كه كمالات انسانى او از آنجا استدلال توان نمود و آن اين است . شعر :
كان لى قلب اعيش به ضاع منى تقلبه
خدّام صاحب الاخلاق السنيّه فضايل پناهى به عافيت بوده باشند اى خداوند كار دل و
هامش
( 1 ) . در دو نسخه : الهاباس .