تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
جان كه حقيقت انسان عبارت از اوست مقيم آستانهء اخلاص است و كالبد خاكى كه خاك عالم بر سر او باد با وحوش و طيور در جنگلستان كثرت محشور لا و الله بلكه با گروهى محشور است كه وحوش و طيور از ديدن آنها راه گريز اختيار مىكنند ، سبحان الله سبحان الله نمىداند كه چه چاره سازد ؟ نفس شوم اكنون قدر عافيت دانست از عنفوان ايام تميز تا امروز كه مشرف بر درجهء چهلم است ، همگى همّت بر آن مصروف بود كه با گزيدگان روحانيان محبّت داشته عيوب نفسانى و امراض معنوى را استعلاج نمايد غيرت غيور مطلق عزّ شأنه در كار شده به بيمارى صعب كه تيمار آن بجز او نمىشود مبتلا ساخت ، شفاى وقت و جمعيّت خاطر و گوشهء عافيت به غارت رفت خدّام مولوى تفقّدات بزرگانه مشفقانه نواب فيّاضى علّامى فهّامى وحيد الزمانى را - متّعنا الله من كماله و شرفنا بالاستفادة من مقاله - از جلايل نعم خداوندى دانسته شكر اين موهبت عظمى مىگفته باشد و هنگام اجابت دعا نيازمندى بنده را معروض دارند و الدعا خدام مشفقى نادر العصرى ميان احمد سلامت باشند و مشتاق دانند .

شيخ سعد الله نحوى

بيانه اصل از ولايت شرقرويهء هند است . از صغر سنّ باز خدمت شيخ محمد غوث اختيار نموده به اربعينيّات و دعوات اسما مشغول شد و در آن وادى اقامت و استقامت يافته و در خطّهء بيانه خانقاهى تعمير نموده سالها ملجأ و ملاذ طلبهء علم و اهل سلوك بود و به تلقين و هدايت اين طايفه اشتغال داشت و در علم نحو نظير در زمان خود نداشت تا هفتاد سال افطار بجز از شير و گياه و ميوهء بيابانى نداشت و در بذل و ايثار دستى طولى داشت . فقير در عهد اسليم شاه همراه جدّ مادرى او را ملازمت كرده چند سبق كافيه پيش او خوانده‌ام آخر حال دست از همه بازداشته حيرت بر او غالب آمد و ساكت بود و در حجره‌اى تنها عزلت گزيده فرزندان را هم به خود راه نمىداد تا در سنهء 989 ه . از اين عالم خراميد و در همان خانقاه مدفون است . روزى كه فوت كرد گنجشكى از هوا بر سر نعش او افتاد و اين معنى باعث تعجّب ناظران شد .