ازددت « 1 » اشتياقا و الفؤاد بحسرة * و فى طىّ احشائى توقّد جمرة
متى يرجع الغياب عن طول سفرة « 2 »
عزيز اين زمان فترت فرقت از هر آشنا و بيگانه خبر خيريّتپرسان هر كسى را قاصدى و رسول پنداشته سلامى و پيامى چشم مىداشت كه ناگاه رقيمهء مودّت تميمه نسخهء صحّت مزاج سودازدگان هجريه گرديده شوق بر شوق و محبّت بر محبّت افزوده الآن به ابيات حضرت قادريه كه به تلاطم امواج جان را سراسيمه و سرگردان مىدارد ، درد دل بيرون مىدهد معذور خواهند داشت . اشعار :
ايه بكم عجبا من ساير الورى * فلم ار من سكرى امامى و لاورى
و ما فى قاع قبرى قيّلوا نجواهم * فهم قبلتى ما دمت حيا و فى ثرى
اذا ما اتانى منكر و نكيرة * اجيب نكيرا حين ياتى و منكرا
اقول اسئلوا غيرى فانى محبّهم * و عهدى بهم فى حبّهم ما تغيّرا
همه به همه دعا مىرسانند كتبه الفقير ابو المعالى . و در رقعهء ديگر نوشته كه ، بيت :
آن عزيزى كه همه شب به دل من گردد * خرم آن روز كه در ديدهء روشن گردد
سلام شوقيه مرام رفيع الاعلام داوديّهء قادريه نظام تبليغ نمود آنكه محبّت شعارى مولانا عبد الغفور و شيخ عمر را مهمى ضرورى است كه به نيم التفات عالى برآمدى دارد اگر وقت عزيز گنجايش آن داشته باشد كه وقوع يابد الحق بسيار مثمر خير كثير خواهد بود و الدعا .
مولانا جمال تله
كه محلّهاى است مشهور در لاهور . خويش حاجى مهدى است كه از اعيان مشايخ مشهور بود ، الحال اعلم العلماى وقت و مدرّس متعيّن لاهور است شاگرد ملا اسماعيل اچه است و تلمّذ دگر اساتذه هم كرده ، جوهرى است در كمال قابليت و حدّت طبع و جامع جميع اقسام علوم عقلى و نقلى ، مىگويند كه از هشت سالگى باز به افاده مشغول است و خوشتقرير و منقّحگوى ، چنانچه مباحث دقيقهء معقول و منقول به آسانى خاطرنشان شاگرد مىسازد و مشفق است و صاحب صلاح و تقوا و حافظ است و متخلّق
هامش
( 1 ) . در متن : زدت .
( 2 ) . بداؤنى . در هرسه نسخهء اين شعر سه مصراع دارد .