شيخ نصير الدين
از هندون است و شهرت به كيمياگرى داشت مىگويند كه در سفر و حضر همركاب شاه غفران پناه همايون پادشاه مىبود و بعد از شكست جوسا چون به آگره رسيدهاند شيخ فرمودند كه قدرى از براى نگاهداشت لشكر جديد در كار است بنابراين ديگ و طبق مسى و ساير آلات جمع نموده به حضور پادشاه غفران پناه ، طلاى خالص ساخته و اين معنى شهرت يافته ، اما فقير چون اولاد او را كه نسبت مصاهرت به ايشان دارم تحقيق كردم ، چنان گفتند كه درويش كامل العيارى زنبيلى پر از اجزاى كيميا به شيخ داده بود و آن را به هر مس كه طرح مىكرد مقصود حاصل مىشد ، بعد از تمام شدن آن تركيب قدرت زر ساختن نداشتن از آنكه علم آن را نمىدانست - و الله اعلم . فقير او را به آگره در عهد بيرمخان در منزل سيد شاه مير برادرزادهء ميرسيد رفيع الدين محدّث ديده بودم ، پيرى نورانى صاحب اخلاق بود و در همان ايام درگذشت و در هندون مدفون است .
شيخ مبارك الورى
اسليم شاه او را شاه مبارك مىگفت و كفش پيش پاى او مىنهاد ، غالبا دعوى سيادت مىكرد و نزد افغانان اعتبارى عظيم داشت ، چنانچه هنگام زوال دولت آن طبقه و فرار ايشان از مغولان بعضى افاغنه شيخ اسلام فتحپورى را به گمان زردارى به حالتى عجيب مقيّد ساخته در قلعهء رنتهنبور بردند . شيخ مبارك از الور به راه بساور آنجا رفت و باعث مخلص شيخ اسليم شد تا مرتبهء ثانى به زيارت كعبهء معظّمه مشرّف گرديده فقير در آن زمان در سنّ شانزده سالگى بودم كه شيخ را همراه والد ماجد در بساور ملازمت كردم و بعد از آن در سنهء 987 ه . وقتىكه پادشاه زيارت ختمى اجمير نموده از راه الور عازم فتحپور بودند باز مشرّف شدم ، الحق صاحب كمال بود و بذلى و ايثارى بر وجه اتم داشت . شنيده مىشود كه در اين نزديكى در سنّ نود سالگى عالم فانى را بدرود كرد .
شيخ چاين لده سهنى
لده سهنه قصبهاى است از ميوات هژده كروهى دهلى كه در آنجا چشمهاى است گرم از