تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
جهت : توجّه 5 چاويدن : لابه و زارى كردن 113 چتان : ج چته ، دزد ، راهزن ، مردم بىسروپا و ژنده‌پوش ، غدّار و حيله‌گر ( كا ) 35 چنانچه : در هند اكثر به‌جاى چنان كه به‌كار مىرود 5 ، 35 ، 56 چوكى : نگهبان ، پاسبان 190 چوكىنويس : كسىكه حساب پاسبانان و قراولان را نگه دارد 169 چيره : در اردو جيره ، نوارى كه دور دستار بندند . در هندى دستار است . كليم گويد :
آسمان بر سر از مه و خورشيد * چيرهء زر دگر نمىبندد
( ل ) 255 حويلى : هر چهار ديوار خانه ، خانه 91 خال‌خال : ظاهرا اندك ، جسته گريخته 108 خسخانه : كلبه‌يى كه از گياهان سبز و معطّر سازند . خانه‌يى كه از خس سازند و در تابستان در آن نشينند . اين خس خوشبوى است و اين خانه در هندوستان رواج دارد . ملا منير گويد :
در اين گرمى به حدّى كرد طغيان * نگه خسخانه مىبندد ز مژگان
101 خسر : پدرزن ، پدر شوهر . فرّخى گفته است :
بدسگال تو و مخالف تو * خسر جنگجوى با داماد
( آنند ) 14 خسر پوره : برادر زن 14 خوش دامن : خوشتامن ، مادر زن ، مادر شوهر 66 داناندن : جا زدن ، معرّفى كردن 142 درود وظيفه : ظاهرا به معنى ورد استعمال شده است 20 دو هزارى : فرمانده دو هزار سوار ، كسى كه وظيفهء دو هزار نفر را دريافت كند 248