قشقه : نشانى كه هندوان با زعفران و صندل و جز آن بر پيشانى گذارند . ارادت خان واضح گفته است :
مگر حل كردهء خورشيد شد سيما فروز او * كه آن خوش قشقه كافر شعله در چين جبين دارد
( ل ) 113
كاوكاو كردن : تفحّص و تجسّس كردن ( آنند ) 85
كروريان : ج كرورى ، كرور ، مأمور وصول ماليات ، تحصيلدار ماليات 192
كروه : آن چهار هزار گز مسافت زمين است و نزد بعضى سه هزار گز . خاقانى راست :
داد نقيب صبا عرض سپاه بهار * كز دو كروهى بديد ياوگيان خزان
( آنند ) 75 ، 137
كنار : ميوهء درخت سدر كه ميوهيى سرخرنگ شبيه عنّاب است ( آنند ) 45
كنير : خرزهره ، دفلى 114
كيلاس : ظاهرا چلپاسه ، مارمولك 163
گته : عظيم ، انبوه 158
گذراندن : تقديم كردن ، نشان دادن ، گواه آوردن . فرّخى گويد :
بر فضل او گوا گذراند دل * گرچه گوا نخواهند از خستو
( ل ) 27 ، 46
گرفتوگير : مؤاخذه ، بازپرسى 67
لاده : احمق و بىعقل را گويند . شيخ اوحدى گويد :
نه كه هر زن دغا و لاده بود * شير نر هست و شير ماده بود
( آنند ) 138
لت : كتك زدن ، پهلو زدن ، صدمه زدن ، پهلوان محمود خوارزمى معروف به پورياى ولى گويد :
آنيم كه پيل برنتابد لت ما * بر چرخ زنند نوبت شوكت ما