تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
شاهان جهان به جملگى بشتابيد * تا بو كه بقيّه‌اى ز دين دريابيد اسلام ز دست رفت پس بىخبرند * بگرفت جهان كفر و شما در خوابيد
اللهم انصر من نصر دين محمد و اخذل من خذل دين محمد و چون بر خلاف دأب ارباب تصانيف و تأليف كه از هرگونه مصنّف خويش صد چشم احسان از زمان و زمانيان دارند و به نام يكى مذيّل ساخته آن را وسيلهء تقريب ملوك و استجلاب منافع و تحصيل مقاصد مىگردانند اين نوباوه را بىطمع و توقع مستعينا بالله و متوكّلا عليه و متشبّثا بذيل لطفه العميم و فضله القديم محض از براى خاطر جماعهء مستعجب مستغرب از آيندگان كه طالب و راغب استطلاع بر احوال زمان ما خواهند بود بر طبق گفتار نهاده آمد تا باشد كه از آن لذّتى در كام جان ايشان رسد و ذوقى از ريزهء خوان احسان ايشان نصيبهء مذاق جامع كه حكم باغبانى دارد نيز گردد . بيت :
اگر شراب خورى جرعه‌اى فشان بر خاك * از آن گناه كه نفعى رسد به غير چه باك
چه باعث اصل بر جمع اين خزف ريزه آن بود كه چون تغيير احكام و اوضاع كه در اين و لا سمت وقوع يافته و در اين مدّت هزار سال نشان نمىدهند و از اهل املا و انشا آن‌كه قدرت وقايع‌نويسى داشته و دو كلمهء مربوط مىتواند نوشت يا به جهت خوشامد اهل زمان يا از ممرّ ترس ايشان يا به تقريب عدم اطّلاع مقالات به امور دين يا به واسطهء دورى از در خانه و اغراض فاسدهء ديگر حق‌پوشى كرده و دين را به دنيا و هدى را به ضلالت فروخته باطل را به صورت حق جلوه داده و كفريّات و حشويّات را به تأويل و تسويل مستحسنات نموده دليل بر حقيقت آن گذرانيده .
أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ
، و يقين است كه اهل قرون آتيه كه اين خرافات باطل و تطويلات لا طايل را خواهند ديد به موجب من يسمع يخلّ مستغن و جمعى ديگر ( ؟ ) متحسّر لااقل متردّد و متوقّف و منتظر خواهند ، ماند بنابرآن به جهت كشف غطا اين‌كس را [ كه پاره‌اى از اين معاملات واقف و در عين كاروبار داخل بود ] ضرورت شد كه مرئيّات و مرويّات را كه ناشى از عيان و يقين نه گمان و تخمين بود در قلم آرد چه ، ع :
شنيده كى بود مانند ديده
تا هم كفّارت كتابت قسرى و ارادى سابق و لاحق گردد و هم حقّى بر اهل اسلام ثابت و بر خود رحم كرده باشد . فرد :
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 265 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى