قطرهء سودا كه در سويدا داشت از كاسهء « 1 » دل فرو ريخت و هر چه بر زبان آمد از جداول انامل برون داد تا آيندگانى كه در اين نقش زاغ پاى كجكلاو ديده « 2 » از هر جايى كجكاو « 3 » ( ؟ ) شوند چه گويند و جواب اين بىصرفگيها چه باشد و مىترسد كه به موجب كما تدين تدان - با من نيز همين معامله كنند . فرد :
مرا تو عهدشكن خواندهاى و مىترسم * كه با تو روز قيامت همين عتاب رود
اما اينجا فرقى است دقيق ، اگر دقيقهشناسان فرو گذاشت ننمايند و آن اين است كه آفرين و نفرين من همه به دستورى شرع مبين و مدح و ذمّ به تقريب تعصّب در دين است و حال من به آن مىماند كه مردى ناشناسى در مجلسى كه مايده در آن نهاده بودند درآمد و بىمحابا خوردن گرفت و همهء طبقها را پيش خود نهاد . يكى از آن ميان پرسيد كه بابا چه كسى ، تعدّى در شركت چيست ؟ گفت : تركم و نوكر داروغه و اشتها دارم . اگر ديگران را نيز درد دين دامنگير شود هيچ مضايقه نيست بسم الله بلكه جان فداى آن جماعه كه مرا بر عيب من مطّلع سازند و الّا سرى در گريبان فرو برده دم دركشند و در حقيقت مرغ تيز منقار بلند پرواز من حكم دابة الارض دارد كه رقم هذا مسلم و هذا كافر بر پيشانى احوال آخر زمانيان مىنهد و يكى را به رحمت و ديگرى را به لعنت سرافراز و ممتاز مىسازد و حديث نبوى - صلى الله عليه و سلم - به اين معنى ناطق است كه : اللهم ما صليت من صلوة فعلى من صليت و ما لعنت من لعن فعلى من لعنت . نقل است كه آن سرور ، صلى الله عليه و سلم - ما طلع الشمس و القمر ، تا يك ماه تمام بعد از قنوت فجر بر مشركان عرب و صناديد قريش بخصوص نام برده دعاى بد مىكرد و مىفرمود كه : اللهم العن الكفرة الذين يصدون من سبيلك و يكذبون رسلك و يقاتلون اولياءك انت ولى فى الدنيا و الآخرة اللهم توفنى مسلما و الحقنى بالصالحين . و چون نهايت رجوع به بدايت است اگر در اين زمان غربت دين كه بدأ الدين غريبا و سيعود كما بدأ - همين دعا ورد زبان سازند گنجايش دارد و صاحب مرصاد العباد پيشازاين به چهار صد سال ناليده و گفته : رباعى :
هامش
( 1 ) . در دو نسخه : كانون .
( 2 ) . در هرسه نسخه : دويده .
( 3 ) . در صد نسخه : كنجكاو .