تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
اى قد نيكوى تو سرو روان * وى خم ابروى تو شكل كمان حلقهء گيسوى تو دام جنون * طرّهء هندوى تو كام جنان هم لب جادوى تو آب حيات * هم خط دلجوى تو خضر زمان آمده آهوى تو عين بلا * كشتهء آهوى تو شير ژيان بستهء گيسوى تو فيضى زار * خستهء هندوى تو خلق جهان
نزديك به زمان تحرير اين عجاله روزى تذكرهء مير علاء الدوله را شيخ فيضى در دست من ديد ، گرفت و ورقى را كه در آنجا ذكر او بود چون نامهء عمر خويش پاره كرد ، و فقير نيز كه در آن ايّام توبه از اين خيالات خام نداشت ، مطلعى چهار بحرى گفته بود از قبيل حشويّات كه قابل ذكر نيست . اميد كه كراما كاتبين نيز آن را از نامهء اعمال من به آب نسيان شسته باشند .

مير محسن رضوى مشهدى

گاهى به شعر طبع‌آزمايى مىكرد و از عالم مير محمود منشى است بلكه زياده ، اين اشعار از اوست كه :
بخواهم مهربان با خويشتن در پيش اغيارش * كه مىترسم كه غيرى بيند و گردد گرفتارش
*
دل برد ز من سروقدى غنچه دهانى * رسواى جهان ساخت مرا تازه جوانى
و له
اى نهال قامتت خرّم ز آب زندگى * سرو را در پيش بالايت بسى شرمندگى
فقير به‌جاى خرّم لفظ شاداب خوش مىكنم ، و اين معمّا به اسم روح از اوست كه :
اى زلف كجت رهزن جانها ز عتاب * وى درد تو مرهم نه دلهاى خراب عكسى ز لب تو گشته در آب عيان * يا برگ گلى فتاده در جام شراب
ايضا به اسم حسين شاه :
آن مه كه بديده جايگاهش نيكوست * منظور نظر رخى چو ماهش نيكوست محسن سر خود نهاده بر پايش * چون مهر صفت عارض ماهش نيكوست