تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
خود به اطراف فرستاده ، ع :
قبول خاطر و لطف سخن خداداد است
ديوان اشعار و مثنوى دارد در بحر مخزن اسرار كه مشهور آفاق است . اين چند بيت بر سبيل يادگار از او تحرير يافت :
فردا كه معاملان هر فن طلبند * حسن عمل از شيخ و برهمن طلبند آنها كه دروده‌اى جوى نستانند * و آنها كه نكشته‌اى به خرمن طلبند
و له
كسىكه تشنه لب ناز تست مىداند * كه موج آب حيات است چين پيشانى
*
قابل درد محبّت كس نيامد در وجود * رنگ روى خويش را هركس به دستانى شكست
*
عشق مىگويم و مىگريم زار * طفل نادانم و اول سبق است
*
منه برون قدم از جهل يا فلاطون باش * كه گر ميانه گزينى سراب و تشنه‌لبى است
مطلع اين غزل اين است :
مدار مجلس ما بر حديث زيرلبى است * كه اهل هوش عوامند و گفتگو عربى است
و له
به شوق دوست چه سازم كه در شريعت عشق * نگاه بىادبى و خيال رسوايى است
*
زمانه مرگ مرا بر كدام درد نوشت * كه من به ديدهء جانش نكردم استقبال
*
يك سخن نيست كه خاموشى از آن بهتر نيست * نيست علمى كه فراموشى از آن بهتر نيست
*
گرد سرت گشتى و كردى طواف * كعبه اگر بال و پرى داشتى