ميرزا عزيز كوكه
الملقّب به اعظم خان مشهور به حسن اخلاق و به انواع فضايل و هنر موصوف است و به فهم عالى و ادراك بلند او كسى ديگر را از امرا نشان نمىدهند . چون قبل از اين وقتى از اوقات به طريق ندرت به شعر طبعآزمايى مىنمود تا اين جريده از ذكر آن خالى نباشد اين ابيات از او ثبت افتاد :
چون نشد حاصل مرا كام دل از ناموس و ننگ * بعد ازين خواهم زدن بر شيشهء ناموس سنگ
و غزلى را خود نقش بسته كه مطلعش اين است :
اى زلف چليپاى تو زنجير دل من * وى عشق تو آميخته با آب و گل من
*
نيست كاروبار عالم را مدار * دل ز كاروبار او افسرده به
*
گشت بيمار دل از درد و غم تنهايى * اى طبيب دل بيمار چه مىفرمايى
*
جان غم فرسود من شد خاك در راه وفا * بىوفا يارا طريق خاكسارى را ببين
باغى جهانآرا در آگره ساخت و در او منزل نقّاشى طرح فرموده جهت كتابهء آن اين رباعى گفته كه :
يا رب به صفاى دل ارباب تميز * كان نزد تو هست خوبتر از همهچيز
چون گشت به توفيق تو اين خانه تمام * از راه كرم فرست مهمان عزيز
كارنامهء چند از او در عالم مانده ، يكى از آن عالى همتانه به حج رفتن بود ، اما آمدن نه آنچنان و اين همه مقتضاى زمان است .
عهدى شيرازى
اقسام شعر از قصيده و غزل دارد . مدّتى در گجرات با ميرزا نظام الدين احمد بود ، چون به دهلى آمد بعد از عزل قاضى محمّد كه شيعى غالى بدمعاش بود ، حكيم عين الملك مرحوم در لاهور از صدور التماس نصب ملا عهدى كرد و به طريق تقدّم تفاول قاضى