تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
مثنوى خويش كه در تعريف حرف بسمله واقع شده خوانده :
كنگرهء سين « 1 » چو خندان شده * خندهء او از بن دندان شده
مير گفت كه كنگرهء سين چه باشد ، بر شعر شما در و ديوار خندان است ، گاه‌گاهى از شوخى طبع به شعر مىپرداخت . از اوست :
اى دل همه شب آن سگ كو خواب ندارد * از نالهء و فرياد و فغان كه تو دارى

مير عزيز الله

از سادات سيفى قزوينى است . در فنّ سياق و نويسندگى سر دفتر ارباب حساب و كتاب است و از علوم غريبه نيز بهره‌اى داشت چندگاه [ در ] ديوان سعادت بود و چون كروريان در ممالك هندوستان نامزد شدند ، او به تلاش پنج كرور را از ولايت سنبل گرفته متعهّد نسق و ضبط مال آن صوبه شد . آخرحال چند سال در پاى حساب ديوان آمده و عزّت به مذلّت بدل شده و در عقوبت شكنجه رنجه گرديده ، هر چه داشت و نداشت داخل خزانهء عامره گردانيد و جان بر سر آن نهاد . ديوان غزل و شهر آشوب و گل و مل و ديگر رسايل منظومه بسيار دارد ، اما شعرش همه بر طرز شعراى زمان سلطان حسين ميرزا واقع شده اكثرى از نامبرده‌ها نيز از اين قبيل‌اند كه سمت گذارش يافت . از اوست :
سبزهء خط رسته از لعلش بسى با آب‌وتاب * زانكه دايم مىخورد از چشمهء خورشيد آب
*
چنين كافتاده در راه غم و محنت چو خاشاكم * نسيم لطف و احسانت مگر بردارد از خاكم
*
يا رب از جمعيت عصيان پريشانم بسى * رحمتى فرما كه زير بار عصيانم بسى غم فراوان غصّه بىحد صبر كم غمخوار نى * چون كنم ياران به كار خويش حيرانم بسى
اين را ظاهرا در زمان حبس گفته باشد .
هامش
( 1 ) . اظهار نون غنّه بيجاست .