تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
ميانش دل مردمان مىبرد * دل مردمان از ميان مىبرد

صالح ديوانه

كه خطاب عاقلى از درگاه يافته و سوختهء مصوّر مجسّم است . چندگاهى التزام داشت كه تا پنج شش طبق طعام در دريا يا چشمه يا حوضى به نام خضر - عليه السلام - نمىفرستاد خود نمىخورد و چون به قاسم هندى - كه شاعر فيلبان پسر است و پاجى طبيعت است - مىداد او بيرون مىآمد و به قلندران و پاجيان مىگفت كه بخوريد و چون صالح مىپرسيد كه هان خواجه را ديدى ؟ آن خيره مىگفت : بلى . حضرت خواجه طعام را به شوق تمام تناول فرموده شما را دعا رسانيدند و خبرهاى دروغ مىبافت و ديوانه باور مىداشت . به هر حال طبع نظمى دارد و همان مثل است كه :
شعر رنگارنگ از طبع كج حيدر كلج * همچنان سر مىزند كز تودهء انبار گل
و له
چو سوداى سر زلفش به پا افكنده زنجيرم * درين سودا به غير از جان سپردن نيست تدبيرم
چندگاهى از اهل قرب و اختصاص بود و مردود گشته به كابل رفت باز آمده به توليت مزار فايض الانوار سلطان المشايخ - قدّس الله روحه - منصوب شده و آنجا را قبول نكرده رخصت كابل طلبيد و رفت .

طارمى

ملّا على محدّث كه برادر ملّا صادق مشهور است علم حديث در عربستان تحصيل كرده بغايت متّقى و پرهيزگار بوده به هندوستان دوبار رسيد و در سنهء احدى و ثمانين و تسعماية ( 981 ) به جوار رحمت ايزدى پيوست و ملا عالم كابلى مشهور اين تاريخ يافت كه :
دريغا كه ناگاه ملا على را * ربود از ميان دستبرد حوادث پى سال تاريخ او سال ديگر « 1 » * بگو مرده ملا علىّ محدث
بنابر موافقت سليقه گاه‌گاهى طبيعت شوخ را به نظم اشعار كار مىفرمود :
هامش
( 1 ) . در يك نسخه : پى سال او سال تاريخ ديگر / و مرده ملا على محدث كه تاريخ 982 را نشان مىدهد .