خانههاشان بلند و همت پست * يا رب اين هردو را برابر كن
جدايى
مير سيّد على مصور است . حيثيّات بسيار دارد و هر صفحهء تصوير وى كارنامهاى است و در هندوستان ثانى مانى بود و قصهء امير حمزه در شانزده جلد مصوّر به اهتمام وى اتمام يافته ، در هر جلدى صندوقى و هر ورقى يك ذرع در يك ذرع و در هر صفحه صورتى .
ديوانى تمام كرده و اين اشعار از آن است :
صبحدم خار دم از همدمى گل مىزد * ناخنى در دل صد پارهء بلبل مىزد
*
حسن بتان كعبهاى است عشق بيابان او * سرزنش ناكسان خار مغيلان او
*
پردرم از داغ سوداى تو سر تا پاى ماست * تاجر عشقيم و اينها مايهء سوداى ماست
*
نيم بسمل صيدم و افتاده دور از كوى دوست * مىروم افتان و خيزان تا ببينم روى دوست
*
خواستم گويم از احوال خود آن بدخو را * همهدم همدم غير است چهگويم او را
جذبى
پادشاه قلى نام دارد . پسر شاه قليخان نارنجى است . طبعش بشر مناسب افتاده اين اشعار از اوست . ابيات :
اين چاشنى كه حسن ازل با بتان دهد * جايى رسيد عشق كه بىدرد جان دهد
*
غايت رشكم نگر كز بيخودى آيم بههوش * گر كسى آگه شود كين گفتگو از ياد كيست
*
تو آن شكارى بىقيدى و من آن صيدم * كه از نهايت خصمى نمىكشد صياد