تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
بنا برين پى تاريخ رحلتش گفتم * بناى منزل سلطان عاقبت محمود

باقى كولابى

طبع شعرى دارد و اين ابيات از اوست :
ز فرقت تو گرفتار صد الم شده‌ام * تو شاد باش كه من مبتلاى غم شده‌ام
*
خوبان اگر ندانند امروز قدر ما را * دانند قدر ما را فردا كه ما نباشيم
*
به‌چشم گاه خون دل گهى خون جگر بسته * من غمديده را بىروى او راه نظر بسته
*
نگردد همچو سرو آزاد در باغ جهان هرگز * چو نرگس هركه او چشم طمع در سيم و زر بسته
مدتى در هندوستان بود و در ايام ياغيگرى معصوم كابلى كشته شد .

بياضى

در آگره به طريق وارستگان و گذشتگان سير مىكرد . اين مطلع از اوست :
هركه بر از وصل آن سرو سمن برخورد * از خوشى طالعست طالع خوش‌برخورد
در محاكمهء كاهى و غزالى گفته : رباعى :
كاهى و غزالى آن دو لا يعقل مست * در غيبت جامى و نوايى زده دست در دهر كسى به مثل ايشان نگذشت * كاهى چه‌خس است و هم غزالى چه سگست

پيروى

اكثر پيرو خواجه آصفى است . در تصوير دستى چابك داشت و از راه صورت پى معنى برده ، رسالهء صورت و معنى نوشته كه مطلعش اين است كه :
خداوندا ز معنى تنگ‌دستم * ببخشايى كه بس صورت پرستم ز لطف خويشتن اى ايزد پاك * چنان سازى به صورت خانهء خاك