تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤

بيكسى غزنوى

به وفور فضايل و صنوف كمالات اتّصاف داشته و به زيارت حرمين الشريفين رسيده به هند آمده و بعضى از كتب احاديث مثل مشكوة در عربستان و شمايل النبى - صلى الله عليه و سلم - بر مير مرتضى شريفى و غير آن گذرانيده و به جهت استيلاى ضعف پيرى متوجّه وطن مألوف و مقام اصلى شده در منزل پرشاور نداى ارجعى از پيك اجل شنيده در شهور سنهء ثلث و سبعين و تسعماية ( 973 ) به جوار رحمت ايزدى پيوست . اين ابيات از آثار افكار بلاغت دثار اوست . ابيات :
در دير و كعبه جز به تو مايل نبوده‌ام * هرجا كه بوده‌ام ز تو غافل نبوده‌ام
*
فلك را رسم بىمهرى نه در دوران ما بوده * كه دوران فلك تا بوده بىمهر و وفا بوده
قطعه
بىكسى گر شنود طعنهء دشمن صد بار * لايق آن است كه آشفته و درهم نشود زانكه اين بيت كمال است به عالم مشهور * اين‌چنين بيت چرا شهرهء عالم نشود سنگ بدگوهر اگر كاسهء زرّين شكند * قيمت سنگ نيفزايد و زر كم نشود
رباعى
اى دل تو عنان به غصه و غم ندهى * يك لحظه خوشى به ملكت جم ندهى يارى اگرت به‌دست افتد زنهار * خاك قدمش به هردو عالم ندهى
مولانا بيكسى نوشته كه روزى همايون پادشاه غفران‌پناه در طاق رواق سرمنزلى كه در دار الخلافت حضرت دهلى بود اين مطلع شيخ آذرى را به خط لطافت نمط نوشتند كه :
شنيده‌ام كه برين طارم زر اندود است * خطى كه عاقبت كار جمله محمود است
از قضا در همان نزديكى از اين تنگناى غرور به عشرت‌سراى سرور رحلت نموده به اقتضاى زمان ، مدفن همان منزل اتفاق افتاد و چون صدور اين معنى از آن شاه حقيقت آگاه محمول بر كرامت آمد تاريخ اين واقعه در ضمن اين قطعه بر زبان وقت املا رفت :
درين كه شاه همايون به وقت رحلت خويش * نوشت بر در سرمنزلى كه ساكن بود خطى كه عاقبت كار جمله محمود است * به حسن عاقبت خود اشارتى فرمود چو شد به حكم قضا مدفنش همان منزل * كه بود قبلهء حاجات و كعبهء مقصود