قاضى احمد غفّارى قزوينى
از اولاد امام نجم الدين عبد الغفار است كه صاحب حاوى در مذهب شافعى است . فاضل و منشى و مورّخ و خوشطبع بىبدل بود . كتاب نگارستان كه الحق مجموعهاى چنان از خزانهء خيال در اين زمان به پيشگاه ظهور و بيان نيامده و عجايب حالات و غرايب واقعات در آن املا نموده و كتاب نسخ جهانآرا كه نام او مشتمل بر تاريخ تصنيف است ( 971 ه . ) در مجمل تواريخ عالم از زمان آدم تا حضرت خاتم - صلى الله عليه و آله و سلم - تأليف فرموده در آخر حال دست از وزارت پادشاهزادگان عراق بازداشت و استعفا نموده متوجّه زيارت بيت الحرام گرديده و آن سعادت را دريافته از بندر دايل ( - ديول ) به هندوستان مىآمد ناگاه دست فنا در رخت هستى آن بىبدل خلل انداخته به عالم بقا كشيد و اين واقعه در سنهء خمس و سبعين و تسعماية ( 975 ) به ظهور انجاميد اين بيت از اوست . بيت :
پس از عمرى نشيند گر دمى در پيشم آن بدخو * تپد دل در برم ترسم كه ناگه زود برخيزد
مير اشكى قمى
در شعر خيالات خوش دارد تتبّع آصفى مىكند در دار الخلافة آگره رخت رحلت بر بادپاى اجل بست . اين اشعار از اوست . بيت :
ازبس كه سنگ بر سر زد بىتو سينه چاكى * آن سنگ در كف او گرديد مشت خاكى
*
بسى سنگ از غمت بر سر من دلتنگ خواهم زد * اگر دستم رود از كار سر بر سنگ خواهم زد
*
شمعت نصيروار شها بنده مىشود * صد بار اگر سرش ببرى زنده مىشود
*
مستانه كشتگان تو هرسو فتادهاند * تيغ ترا مگر كه به مى آب دادهاند
*
بسكه تن بگداخت بىاو ز آتش سودا مرا * گر نهى زنجير بر گردن فتد در پا مرا